سلام مجدد
دوست عزیزم آقای "مهاجر" که نویسنده وبلاگ سلام استرالیا است، قسمت دوم مطلب "مهاجرت يا فرار" رو هم نوشته . منم با اجازه قسمتي از اون رو اينجا ميزارم تا اگه خوشتون اومد بقيه اش رو از وبلاگ ايشون بخونيد.
بارما شيشه و شب تار و همه ره خرسنگ....
میدونم که اونجا هم برای من فرش قرمز پهن نکردند و دولت استرالیا هم برای ما کارت دعوت نفرستاده که بریم و بی دردسر بخواهیم فقط به نوای شیرین و دل انگیز بلبلان و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار در کنار سواحل اقیانوس گوش کنیم ..............
ولی من به این معتقدم که زندگی توی ایران حول یه محور می چرخه که انتهاش نقطه ای کوره، نمیشه اون رو به وضوح دید ... یعنی توی ایران سختی می کشیم به اندازه چند نفر تلاش می کنیم خودمون رو به آب و آتیش می زنیم برای اینکه سطح زندگیم رو یه پله بالا ببریم ولی متاسفانه هر راهی که میریم چون توی دور باطلیم بازم به همون نقطه شروع می رسیم حالا در هر سطحی که باشیم ممکنه شانس بیاریم و همون سطحی که هستیم رو حفظ کنیم ولی به خاطر شرایط موجود گاهی وقت ها آنچنان تنزلی اون هم به شکل یکباره و با سرعت نور و نه به شکل پلکانی و تدریجی که دیگه نمیتونیم نقطه شروع رو پیدا کنیم!!....
ادامه مطلب : مهاجرت یا فرار قسمت دوم
سلام
اگه یادتون باشه من از اولی که شروع کردم به نوشتن توی این وبلاگ قرار بود بگم که چرا میخوام برم ولی هنوزم نتونستم درست و حسابی دلایلم رو جمع کنم و بنویسم. امروز توی وبلاگ زیبای سلام استراليا مطلبي رو در مورد دلايل رفتن نويسنده وبلاگ خوندم كه خيلي به دلم نشست و همه اونهـا بخشي از دلايل من براي رفتن بود. با اجازه صاحب وبلاگ سلام استراليا قسمتي از مطالب اون پستشون رو ميزارم اينجا:
امروز توی سايت زير آسمان استراليا یکی از دوستان مطلبی را در مورد اینکه وقتي ما ، ماهي ۳ يا ۴ ميليون در ماه ميتونيم در بياريم و شاید همه ما در وضعیت خوبی قرار داشته باشیم چرا مي خواهيم به استراليا بريم ؟؟؟ راستش این سوالهایی که شاید قبل از اینکه تصمیم براي مهاجرت بگیریم به نظر خیلی هامون اومده و خیلی وقتها شب ها تا صبح هم بیدار موندیم و ارزیابی کردیم که:
آيا می صرفه خونه و زندگی و امکاناتی رو که داریم بزاریم و بریم ؟
میتونیم از ایران دل بکنیم ؟
بعد از اینهمه تلاش های شبانه روزی و پردردسر و تحصیل و هزار مشقت دیگر حالا که به شاید از نظر خودمون به یک وضعیت نرمال رسیدیم آیا میتونیم دوباره توی یه کشور دیگه از صفر شروع کنیم؟
این سوالها به ذهن من هم میرسه و شاید همه ما رو دچار یک هراس و کلی تردید در مورد آینده بکنه ولي برای من رفتن و کوچ کردن دلایل خاصی داره .شاید این دلایل بالا ممکنه کلی از زندگی همه ما رو تشکیل بده ولی براي من يا خيلي از دوستان دلايل محض نيست !!!
دغدغه ها ي خاطري که من رو ترغیب به مهاجرت کرده و حاضر نیستم حتی یک لحظه از فکر مهاجرت بیرون بیام مسایل زیره که هر روز و هر شب به نوعی به اثباتشون می رسم،من فکر می کنم :
۱- شاید به وضعیت خوبی رسیدم در صورتیکه نمیتونم بفهمم وضعیت خوب چیه جون انقدر اختلاف طبقاتی زیاده که من هنوز سر درنیاوردم که من در چه وضعیتی هستم ولی به هر حال آیا همین وضعیتی که الان دارم آیا میتونه دوام داشته باشه ؟؟آیا سال دیگه همین هم هستم ؟؟یادم میاد من یکی با بدترین شرایط درس خوندم با سخت ترین مشکلات دست و پنجه نرم کردم و با حداقل شرایط تونستم به یک شرایطی برسم ولی همه اینها اون چیزی که مطلوبم بوده در ادامه تحصیل و کسب تجربه نبوده من همیشه محدودیت رو حس کردم ،متاسفانه در ایران پيشرفت محدوديت داره تا يه جايي میشه رفت ولی درست در نقطه ای که فکر میکنی تا رسیدن به هدفت چیزی نمونده همه چیز واست متوقف میشه ..و اونوقت دیگه واسه آدم نه رمقی می مونه نه از لحاظ مالی چیزی هست که بتونی راه رو واسه خودت هموار کنی!!
۲-توی ایران مسایل حاشیه ای زندگی در اولویت اصلی هستند به طوریکه نمیشه به اموراتی که دلت میخواد مثه ادامه تحصیل در آرامش، سازماندهی و برنامه ریزی برای آینده خود و فرزندان و حتی تربیت بچه برسی، انقدر مسئولیت های فردی زیاده که نمیشه زندگی رو مدیریت کرد و یک لحظه به چیز دیگه ای فکر کرد مثلا یکی از دغدغه خاطر ما اینه که برای پرداخت قبوض یا پرداختی های دیگر يا مثلا ثبت نام ، چقدر باید وقتمون رو براش بزاریم ؟؟؟و چند روز بهش فکر میکنیم !!! و این یه مشکل بزرگ !!! واسمون میشه که توی کشورهای دیگه به سادگی یه لیوان آب خوردن حل شده .....
۳-ما به هیچ عنوان نمیتونیم ریسک کنیم و خودمون رو یه پله بالاتر ببریم البته این واسه کسانی که توی شرایط من هستند و زندگیشون در حدیه که اگه ریسک کنند و موفق نشن همه چیز رو از دست دادن. برای نمونه من و همسرم چند وقت پیش تصمیم گرفتیم خونمون رو بفروشیم و یه خونه جمع و جورتر بخریم تا بتونیم خودمون رو واسه مهاجرت آماده کنیم.قبل از اینکه خونه رو بفروشیم به دفاتر املاک سرزدیم و چند مورد خونه رو انتخاب کردیم و دو دوتا ۴ تا کردیم که انقدر برای خونه جدید از پولمون پرداخت می کنیم و بقیه اش هم برای کار مهاجرت و تصمیمون رو عملی کردیم وقتی خونه رو فروختیم و فردای همون روز رفتیم برای خرید خونه جدید به دفاتر املاک با کمال تعجب دیدیم که همون خونه ها روی هر متر ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزار تومان توی ۴ الی ۵ روز گرون شده و ما اصلا نمیتونستیم تصور کنیم که این بلا سرمون اومده باور کنید ما تا صبح از استرس اینکه فردا چی میشه نخوابیدیم و اصلا نمیشد باور کرد که توی چند روز زندگی آدم از این رو به اون رو بشه (و این اتفاقیه که توی این چند وقت برای خیلی ها افتاده )و اين بي ثباتي توي همه زمينه ها مشهوده به هر حال ما مجبور شدیم با هزار مشقت یه خونه اونم نه اون چیزی که حتی فکرش هم می کردیم بخریم و خیالمون راحت شد که تونستیم توی مملکت خودمون به حداقل راضی شیم مثل همیشه !!!!این یه نمونه از نداشتن امنیت توی کشورمه که از صبح تا شب به هزار جورش سر و کار داریم ....
۴-نمونه دیگر من چند سال در یک زمینه ای توی بخش خصوصی کار میکردم و کلی توی این راه سرمایه گذاری کرده بودم ولی چون همیشه یک مساله ای توي جامعه ما هست که باعث می شد ما دیروزمون مثه فردامون نباشه، شاید باور کردنش مشکل باشه ولی اون سازمانی که من زیر مجموعه اش بودم اصلا دوست نداشت چیزی بعنوان بخش خصوصی هیچگونه فعالیتی داشته باشه و رشد کنه و اگر میدید ما امروز یه موفقیت ناچیزی کسب کردیم، مرتبا انقدر سنگ جلوی پای ما مي گذاشت تا ما با کله زمین بخوریم و خورديم و در آخر چندر غازی هم که باقی مونده بود از دست دادیم بارها ما رو به عنوان دزد سرگردنه !!! خطاب کردن و اگه ما میخواستیم برای توسعه کارمون یه تدبیری بياندیشیم بالافاصله یه بخشنامه طویل میومد که شما حق همچین کاری رو ندارین و اینجور و اونجور ما هم انصراف میدایدم و به جای رشد کردن در جا می زدیم جالبه که کار ما برای رشد و شکوفایی استعدادها توی مملکت بود که یکی از اینها فردا قراره فرزند من هم باشه !!!
۵- این نمونه ها باعث شده که ما به شدت خودگرا بشیم و اصلا نتونیم حتی به دیگری فکر کنیم چون با جابجایی یه مهره شطرنج توی زندگیمون از این رو به اون رو میشیم و چون مطلقا تنهاییم و هیچکس ازمون حمایت نمیکنه باید همیشه محتاط باشیم و سرمون رو توی لاک ببریم و روزگاری شده که هنوز هم نمی فهمم چرا باید حس کنم که توی وطن خودم انقدر تنهام؟؟؟
۶-دلیل دیگه آینده فرزندمه که حتی یه لحظه هم نمیتونم تصور کنم توی این مملکت چیزی بخواد براش عوض شه و بتونه پیشرفت کنه و چون یک دختره مطمئن نیستم چند سال آینده با این رویه حکومت حتی حق نفس کشیدن هم داشته باشه و نمیخوام همه نگرانی ها و اضطراب هایی رو که من خودم باهاش دست و پنجه نرم کردم رو داشته باشه و دغدغه ذهنیش بجای رشد فکری و تحصیل، بیرون نیومدن چند تار از موهاش و پرداخت قبض آب و برق و صف های متوالی و گرون شدن برنج و گوشت و به دنبال یه سرپناه اجاره ای دویدن تا ابد باشه .......
۷-دلیل بعدی آرامش رو حی و فکری و بدست آوردن حقوق اجتماعیه .. چطور میشه با این همه مشکل آرامش فکری داشت حتی وقتی میخوای به دوردست ترین نقطه توی ایران بری تا یه ذره ارامش داشته باشی اونجا هم بخاطر استرس براي نبود امنیت توی جاده ها و نداشتن یه محل خوب و امن برای مسافرت و استراحت و رستوران .... اون یه ذره آرامشت رو هم از دست میدی و با تنی خسته و آزرده میایی خونه و درو دیوار خونه رو می بوسی و پشت دست خودت رو داغ می کنی که دیگه هیچ جا نری...از طرفی دیگه بعنوان یه شهروند حق هیچگونه اعتراضی نداری ...نه جاده ها به تو مربوطه نه چراغ خیابونها نه گداهایی که اویزونت میشن نه حق داری در مورد آموزش بچه ات شکایت کنی نه میتونی با این شرایط بسازی!!!!
۸ شاید هم از بعضی رفتارهای مردم ایران خسته شدم حتی ترجیح میدم این روزهایی انتظارم هم بیرون نرم که خیلی چیزهایی که آزارم میده رو نبینم شاید دوست ندارم ببینم که مثلا اگه توی ماشين با فرزندم نشستم و یک راننده عجول روی دست يك راننده تاکسی ویراژ میره ..راننده تاکسی بدون اینکه فکر کنه یه بچه ۷ - ۸ ساله توی يه ماشین نشسته پياده شه و راه بندون كنه و شروع کنه به پرخاشگری و هر چی از اینباکس مغزش فحش های آپدیت شده داره دربیاره و بزنه و درگيري .... تو حتي اگه نخواي اين صحنه رو نبيني مجبوري كه ببيني !!!!!
۹- دلایل بالا قسمتی از دلایل من برای مهاجرته که چون خیلی زیاد شد و فکر کنم داره از حوصله خارج میشه ،بقیه اش رو بعدا می نویسم ولی این رو بگم که مطمئنم که دلیل مهاجرتم نه بلند پروازیه نه زندگی مرفه محض ، من خسته شدم از وضعیت نابسامانی که توی این مملکت هست خسته شدم ،و نیاز دارم برم یه جایی که مطمئنم هم ارزشش رو داره که بخاطر رفتنش این همه سختی و انتظار بکشم و از صفر صفر زندگیم رو در کنار خانواده ام شروع کنم بدون دغدغه های زندگی توی ایران !!!!!!
سلام
مدتی به خاطر خرزنی و خودکشی برای امتحان آیلتس آپدیت نکرده بودم. ۵ شنبه و امروز هم امتحان آیلتس رو دادم و از حالا بايد جانماز رو پهن كنم و شروع كنم به دعا براي گرفتن نمره لازم!
امتحان شنيدن، خوندن و نوشتن روز ۵ شنبه ۲ خـرداد و امتحان صحبت كردن امروز شنبه ۴ خرداد انجـام شد. ثبت نام امتحان رو كه از طريق اينترنت و به سادگي هرچه تمامتر انجام داده بودم ( سايت ielts.sanjesh.org) و 5 شنبه به همراه پاسپورت و فرم ثبت نام به باشگاه دانشجـويان دانشگاه تهران رفتم. آخرين باري كه اونجا رفته بودم حداقل 8-9 سال پيش بود. اون موقع اين قسمت خيلي داغون و قديمي بود و معمولا براي ديدن فيلم به اونجا مي رفتيم. اما الان بازسازي شده و شيك و پيك شده بود. خلاصه يادي از دانشگاه كرديم. مخصوصا" وقتي اعلاميه هاي ژتون نهار رو ديدم. چه بدختي ميكشيديم براي ژتون! البته قديما تو ساختمون هيدروليك ژتون ميفروختن ولي ظاهرا الان اونجا ميفروشن. بگذريم، از ساعت هفت شروع كردن به Check In . براي وارد شدن به سالن بايد اول (مثل فرودگاه) بازرسي بدني ميشديم! هيچ چيزي غير از پاسپورت هم نميشد ببري توي سالن. حتي كت و كاپشن هم اگه داشتي ازت ميگرفتن. جالبه كه اون آقايي كه يه وسيله مخصوص بازرسي دستش بود، وقتي اون وسيله رو نزديك سينه من كرد وسيله هه شروع كرد به جيغ زدن! خلاصه هرچي تو جيب ما بود ريختن بيرون، ولي بازم وسيله مربوطه تا به سينه من نزديك ميشد جيغ ميزد! يه دست هم ما رو بازرسي بدني كردن ولي نشد كه نشد، و بازم اون وسيله جيغ ميزد! خلاصه آخرش گفتن چيكارت كنيم، برو تو ديگه! ![]()
از وقتي وارد سالن شديم تا ساعت 9 كه امتحان شروع شد، همينجور نشسته بوديم و همين باعث خستگي، خواب آلودگي و تحليل رفتنمون شد
نزديكهاي ساعت 9 گفتن كه ميخوايم شروع كنيم. براي شروع اولش چند دقيقه قرآن ، با ترجمه انگليسي! ، پخش شد و در حين پخش قرآن هم با پرژكتور تصاوير جالبي روي پرده پخش ميشد. بعدش يه خانم انگليسي مسن شروع كرد به صحبت و در مورد نحوه برگزاري آزمون توضيح ميداد. اين خانومه فاطي كماندويي بود كه نگو! همون اولش گفت اگه موبايل يا هروسيله الكترونيكي ازتون بگيرم همينجا داغانش ميكنم!
تازه اين خانمه وسط هاي امتحان گفت كه خانمها حجابشون رو حفظ كنن! فكر كنم دو سري ديگه آيلتس برگزار كنن خودشون هم مسلمون بشن!
بعد از يك سري خط و نشون كه اين خانمه كشيد، اول كيفيت صدا رو تست كردن و بعد هم دفترچه هاي سئوال رو پخش كردن. امتحان كه شروع شد كمي از استرستمون كم شد. امتحان Listening به غير از يه قسمت زياد سخت نبود ولي Reading افتضاح بود! اصلا امتحان زبان نبود، بلكه امتحان هوش بود! اين بنده خدا ها فكر ميكنن چون رئيس جمهور ما احمدي نژاده ما هم باهوشيم! از من به شما نصيحت كه اگه داريد براي آيلتس ميخونيد بچسبيد به Reading . حتي اگر قرارده امتحان جنرال بديد، ريدينگهاي آكادميك رو زياد كار كنيد.
متاسفانه به خاطر اينكه قبل از امتحان 2 ساعتي الاف بوديم و هم به خاطر اينكه امتحان ريدينگ تمام انرژي ما رو گرفت، براي Writing ديگه رمقي باقي نمونده بود و من با اينكه كل 4 صفحه اي كه داده بودن رو سياه كردم (نسبتا هم خوب نوشتم) ولي خيلي بهم فشار اومد. مخصوصا كه بايد با مداد نوشت ![]()
امروز شنبه هم نوبت Speaking من بود. ساعت 10 رفتم اونجايي كه گفته بودن و 10 و پنج دقيقه گفتن بيا براي مصاحبه. رفتم تو يه اتاقي كه يه خانم ، كه اسمش يادم رفته ولي گفت كه اسكاتلنديه، اونجا نشسته بود. اون خانوم خيلي خوشبرخورد و خوشرو بود و طوري رفتار ميكرد كه استرس نداشته باشي و حرف زدنت بياد. خلاصه اين كارش هم نتيجه داد و منم يه شيكم سير براش حرف زدم!
از شانس خوب من ، در مورد Online Shopping سئوال كرد. منم كه از خدام بود يه چيزي بپرسه كه به كامپيوتر و اينترنت مربوط باشه، كلي براش حرف زدم و اونم هي سرشو تكون ميداد كه يعني نه بابا!؟!
خلاصه فكر كنم اسپيكينگ رو نمره خوبي بگيرم ولي ريدينگ رو نميدونم.
در همينجا هم بايد از اين خانم و آقايي كه براي آيلتس معلم من بودن (خانم شيلا نقوي و آقاي سهيل تمدن) تشكر كنم كه با كار فوق العاده اي كه كردن در مدت كوتاهي منو براي امتحان آماده كردن. مخصوصا tip هايي كه شيلا در مورد Speaking به من ياد داده بود خيلي به دردم خـورد. مثلا بهم ياد داده بود كه آخـر تست Speaking كه طرف ميگه خدافظ، بگو I enjoyed your company . منم همين كارو كردم و ديدم گل از گل اون خانم مصاحبه كننده شكفته شد! خلاصه 10 دقيقه ديگه جلسه مصاحبه طول ميكشيد رفته بوديم تو فاز خواستگاري و اين حرفها ![]()
دعا كنيد كه نمره ام خوب بشه. ممنون :)
پ.ن: من چون بعضي وقتها تدريس هم ميكنم، مجبور بودم بعد از امتحان برم پيش شاگردم. واسه همين رفتم و از ۲ تا ۶ عصر بكوب درس دادم. آخرهاش ديگه داشتم از گرسنگي و ضعف ميمردم. طوري شده كه هنوزم حالم بده و هرچي ميخورم بازم دلم ميخواد! چقدر پول در آوردن اينجا سخته ![]()
سلام مجدد
يكي از خوانندگان وبلاگ، سئوالي رو مطرح كرده كه فكر كردم جوابش اينجا داده بشه بهتره چون ممكنه براي خيليها اين سئوال پيش بياد.
سئوال:
آيا براي اقدام RPL واقعا بهمون سادگي هست كه شما نوشتين تو بلاگ. چون من با اطلاعاتي كه تو سايت ACS خوندم فكر ميكنم اين روش خيلي سخت با شه و وكيلم هم ميگه اين روش سخته و منو ترغيب كرده كه از طريق مهندسي اقدام كنم.
جواب :
RPL سخت نيست و اگه در سايتها و فرومهاي مربوط به مهاجرت نگاه كنيد ميبينيد كه تعداد افرادي كه rpl اسس شدن كم نيستند. حداقل من كسي رو نميشناسم كه RPL اقدام كرده باشه و نتيجه نگرفته باشه در حاليكه بصورت مهندسي تعداد اين افراد كم نبوده.
به طور كلي در RPL جمع كردن 8 سال سابقه كار مشكله و اينكه بشه 8 سال سابقه رو با سن و سال شما و با سربازي شما همخـوان كرد كار سختيه و بايد خيلي دقيق اينها رو با هم هماهنگ كنيد كه بعدا ضايع نشه :) اگر اينجاي كار رو حل كنيد، كافيه يك مدرك MCP و شرح دو پروژه خوب كه انجام داديد رو هم بزاريد روي سابقه كار و بفرستيد تا اسس بشيد. فردي كه مدارك رو بررسي ميكنه شما رو نميشناسه و چيزي كه از مدارك ارسالي شما استنباط ميكنه رو ملاك تصميم گيري قرار ميده. بنابراين نوشتن شرح پروژه ها، رزومه ، نوشتن شرح حال خودتون در فرم RPL ، مداركي كه نشون بده شما يادگيري داشتيد، مثل مدارك مايكروسافت و ... بسيار مهمه و به اسس شدن شما كمك ميكنه. اگر سابقه كار مناسب و تجارب خوبي داريد بايد مطمئن باشيد كه از طريق RPL اسس خواهيد شد.
من متوجه نشدم كه رشته تحصيلي شما چيه. اگر رشته كامپيوتر تحصيل كرديد كه دليلي نداره RPL اقدام كنيد و اگه رشته غير مرتبط اقدام كرديد راهي غير از RPL براي اسس شدن در زمينه كامپيوتر نداريد. اينكه وكيل شما RPL قبول نميكنه، مثل خيلي وكلاي ديگه، اينه كه حال و حوصله وقت گذاشتن براي شما، جهت تهيه CDR و رزومه و سابقه كار و ... رو نداره ! اگه تصميم گرفتيد RPL اقدام كنيد، دكتر قاسمي در شركت دروازه طلايي آسيا در اين زمينه يك آدم حرفه اي هستش و ميتونه به شما كمك فراواني بكنه.
تا بعد ...
با سلام
من از روز اولی که قصد رفتن کردم، يعني در واقع استراليا رو انتخاب كردم براي رفتن، تصميم گرفتم كه يك برنامه آمادگي براي استراليا بريزم! البته اينكه براي رفتن بايد آماده شد واضحه ولي در حد من همينم خيلي بود!
به هر حال من يه فكـرهايي كردم و يه برنامه خلاصه اي چيدم ولي هنوز به مرحله اجرا در نيومده چون اين برنامه بعد از اسس شدن و گرفتن آيلتس و لاج مدارك و ... قابل اجرا است و اصولا اگه كسي هنوز مداركش رو لاج نكرده براي رفتن آماده بشه يه كم خنده داره!
بگذريم. حالا اين آمادگي چه جوريه؟ به طور كلي دو جور آمادگي داريم. يكي اينكه بريم از همه دوستان و آشنايان حلاليت بطلبيم و قرضهامونو بديم و لباس نو بخريم و ... ! به جورش هم براي اينه كه وقتي اگه خدا خواست پامون رسيد اونجـا ، بتونيم گليم خـودمون رو از آب بكشيم بيرون. اين مسئله شامل زبان، مهارت كاري، آشپزي ، مهارت ارتباطي و ... ميشه! مثلا من اگه تنها باشم بعد از يه هفته كلسترول خونم ۴۰۰ درصد ميره بالا چون غير از نيمرو درست كردن هيچي بلد نيستم! و اگه قراره برم تنها زندگي كنم بايد يه چيزايي ياد بگيرم. ولي خوب فعلا هم برنامه اي براي مسائل شكمي ندارم و برنامه ام برای آمادگی زبان و رشته ام یعنی کامپیوتره.
برای زبان، قصد دارم بعد از اينكه شاخ غول آيلتس رو شكستم و اسمم در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شد، در موسسه كيش (شعبه مركزي در خيابان ناهيد) ثبت نام كنم و هفته اي ۱ يا دو روز برم كلاس. اگه كيش نشد سعي ميكنم در موسسه فرهنگي ايران و استراليا ثبت نام كنم. در هر صورت فعلا برنامه ام براي زبان تقويت كلي اونه و نه يادگرفتن لهجه استراليايي يا امثال اون. اگه بعدا فعاليت مشخص تري در اين زمينه كردم حتما اينجا خبر ميدم.
اما در زمينه كار، اول فكر كردم كه چه مشاغلي اونجـا وجود داره؟ اينه كه رفتم مقداري تحقيق كردم و ديدم در زمينه كاري من اين مشاغل هست. اگه غير كامپيوتري هستيد حتما ميتونيد موارد مشابهي در زمينه رشته خودتون پيدا كنيد:
البته اين حقوقها تقريبيه و براي سيدني بوده و احتمالا مقداري بالا و پايين داره ولي بايد كلا" تو همين رنجهـا باشه.
بعد از اين ليست بايد شغل هدف رو انتخاب كنيم. يعني مثلا تصميم بگيريم Analyst Programmer بشيم. وقتي اين تصميم رو گرفتيم، بايد ببينيم براي احراز چنين شغلي چه چيزهايي لازم داريم و اونجا از ما چي ميخوان. پس با رفتن به سايت يك موسسه كاريابي مثل jobserve.com.au و جستجو در شغلهـا ميتونيم بفهميم كه:
مثلا من متوجه شدم كه الان اونجا برنامه نويسي براي Share Point لازمه و درخواست رو اين مورد زياده پس اگه من فرضا ميخواستم تا يه ماه ديگه برم تو اين مدت اين مورد رو كار ميكردم. همچنين جالبه كه تو ايران يه برنامه نويس بايد همه كار بلد باشه ولي اونجا تخصصها تفكيك شده است. مثلا يك برنامه نويس تو ايران بايد بتونه در حد المپيك T-SQL (برنامه نويسي SQL SERVER) بدونه در صورتيكه اونجا اين مورد يك شغل جداگانه است و بهش ميگن SQL Server Database Developer !
در قدم بعدي يك رزومه و يك Covering Letter تهيه كنيد. در استراليا علاوه بر رزومه بايد براي كارفرما CL هم بفرستيد. CL چكيده و خلاصه اي از اطلاعات شما است و معمولا شامل اين اطلاعاته :
با جستجـوي كلمه Covering Letter در گوگل كلّي راهنماي نوشتن CL پيدا ميكنيد. حالا بريد در يك سايت كاريابي عضو بشيد و براي شغلهايي Apply كنيد! نترسيد در اين مرحله توسط كارفرما ها خورده نميشيد بنابراين از اينكه درخواست كار بديد ابايي نداشته باشيد. حتي ميتونيد از هنر دروغ گويي كه فقط در نزد ما ايرانيان است و بس استفاده كنيد و بگيد كه ويزاي دائم داريد! چرا؟ چون خيلي از كارفرماها اگه ببينن ويزاي دائم نداريد رزومه رو نگاه هم نميكنن. اينجوري لااقل ممكنه يه تماسي باهاتون بگيرن. اين امر كمك ميكنه ببينيد اگه الان تو استراليا بوديد و رزومه فرستاده بوديد چند درصد كارفرماها به شما وقعي مينهادند! در نتيجه ميتونيد نحـوه نوشتن رزومه و CL خود رو اصلاح كنيد يا اينكـه بريد دنبال افزايش دانش و معلومات.
با انجام چنين تحقيقاتي ميتونيم يك ديد كلي از فضاي بازار كار اونجا به دست بياريم و بعد يك برنامه ريزي (مثلا") يك ساله بكنيم و روي خودمون از نظر تكنيكي و زبان كار كنيم تا وقتي رفتيم اونجـا بتونيم كار مورد نظرمون رو به سرعت گير بياريم.
فعلا خدافظ!
سلام مجدد
خوب همونطور که همه میدونیم و قبلا هم گفتم امتحان آیلتس یکی از مصیبت هایی است که بر سر هر مهاجرت کننده ای نازل میشه. خوب حالا میخواهیم ببینیم که چه کنیم که این مصیبت رو به سلامتی پشت سر بگذاریم و نمره لازم رو بگیریم.
اولندش باید بدونیم که آیلتس چه تاثیری در امر مهاجرت داره. در این مورد باید بگم که داشتن نمره حداقل 6 در تمام مهارتهاي آیلتس برای ویزای PR واجبه. اگه بتونيد در تمام باندها نمره 6 بياريد 15 امتياز و اگه در تمام باندها 7 بگيريد 25 امتياز بهتون ميدن. اگه حتي يكي از skill ها رو زير 6 بياريم تميتونيم مدارك رو بفرستيم واسه اداره مهاجرت ![]()
من قبلا امتحان تافل (كاغذي) دادم و الان كه دارم آيلتس ميخونم اعتراف ميكنم كه آيلتس خيلي سخت تره! در امتحان تافل كافيه كه يك سري لغت خاص و گرامر خاص رو ياد بگيريد و مقداري هم تكنيك تست زني تمرين كنيد و نمره بگيريد. اما در آيتلس واقعا سطح زبان شخص تعيين كننده است و محاله كسي كه سطح زبانش در حد نمره 5 هستش بتونه با 200 باز خوندن كتابهاي آيلتس و امتحان دادن 6 بگيره! بنابراين اگه زبانتون در حد ضعيف يا متوسطه فكر نكنيد كه ميشه با معلم خصوصي و در مدت 1 يا 2 ماه ميشه مشكل رو حل كرد. باید ریشه ای کار کنید.
در جدول زير نمرات تافل و آيلتس با هم مقايسه شده اند و براي كساني كه قبلا تافل دادن مفيده و كمك ميكنه بفهمن الان براي آيلتس كجاي كار هستن:
| TOEIC | TOEFL Paper |
TOEFL CBT |
TOEFL IBT |
IELTS | VEC Online Score |
Approximate VEC Level |
| 0 - 250 | 0 - 310 | 0 - 30 | 0 - 8 | 0 - 1 | 0 - 34 | 1A |
| 310 - 343 | 33 - 60 | 9 - 18 | 1 - 1.5 | 35 - 38 | 1B | |
| 255 - 400 | 347 - 393 | 63 - 90 | 19 - 29 | 2 - 2.5 | 39 - 45 | 2A - 2B |
| 397 - 433 | 93 - 120 | 30 - 40 | 3 - 3.5 | 46 - 53 | 3A - 3B | |
| 405 - 600 | 437 - 473 | 123 - 150 | 41 - 52 | 4 | 54 - 57 | 4A |
| 477 - 510 | 153 - 180 | 53 - 64 | 4.5 - 5 | 58 - 65 | 4B - 5A | |
| 605 - 780 | 513 - 547 | 183 - 210 | 65 - 78 | 5.5 - 6 | 66 - 73 | 5B - 6A |
| 550 - 587 | 213 - 240 | 79 - 95 | 6.5 - 7 | 74 - 81 | 6B - 7A | |
| 785 - 900 | 590 - 637 | 243 - 270 | 96 - 110 | 7.5 - 8 | 82 - 90 | 7B - 8A |
| 905 - 990 | 640 - 677 | 273 - 300 | 111 - 120 | 8.5 - 9 | 91 - 100 | 8B |
| Top Score | Top Score | Top Score | Top Score | Top Score | Top Score | Top Level |
| 990 | 677 | 300 | 120 | 9 | 100 | 8B |
مثلا من كه نمره تافلم 613 شده بود الان بايد اميدوار باشم كه در آيلتس هفت و نيم ميگيرم ، كه البته اصلا اميدوار نيستم! ![]()
خوب حالا اگه زبانمون خوبه و ميخواهيم آيلتس ياد بگيريم چه وكنيم؟! ابتدا بايد تشريف ببريد يك امتحان آيلتس آزمايشي در يكي از موسسات زبان بديد يا اينكه بريد و در محضر يك استاد آيلتس تعيين سطح بشيد و بفهميد در كدوم مهارت ها قوي و در كدوم ضعيف هستيد. مثلا فرض كنيد از ضعيف به قوي اينجوري هستين:
LISTENING -> WRITING -> READING ->SPEAKING
بنابر اين شما هم بايد به همين ترتيب شروع كنيد به خوندن كه براي مهارت ضعيفتر وقت بيشتري داشته باشيد. براي خوندن تكنليك هاي آيلتس كتاب insight into ielts (اگه وقت داريد به همراه insight into ielts extra) رو با سيدي اش تهيه كنيد و شروع كنيد به ترتيب مهارتهاي فوق رو خوندن. در اين كتاب گفته كه آيلتس چيه و هر بخش از اون چه سئوالهايي داره و بايد چيكار كرد. نسخه extra اي اين كتاب يه مقدار تمرين بيشتر ارائه كرده كه با كار كردن اونها حسابي قوي بشيم :)
بعد بايد روي 1 يا دوتا تست از كتابهاي Cambridge Ielts كار كنيد. مثلا اگه در حال تمرين Listening هستيم بايد روي يك يا دو تا تست Listening از اين كتابها بزنيم. اين كتاب 6 جلد داره كه بايد همه رو بخريد و با توجه به مقدار زماني كه تا امتحان داريد طوري تست بزنيد كه تست هاي كتابهاي جديد تر رو نزديكتر به امتحان بزنيد! يعني اگه يه ماه وقت داريد از cambrdige ielts 3 شروع كنيد و طوري كار كنيد كه چند روز مونده به امتحان cambridge ielts 6 رو تمـوم كنيد. چرا كه جلدهاي 5و 6 خيلي به امتحان شما نزديكتره.
به علاوه لازمه كه خودتون رو از نظر مهارتهاي مختلف تقويت كنيد. مثلا من يك دفترچه 100 برگ لغت دارم كه از زماني كه شروع كردم به زبان خوندن (10 سال پيش) تا الان هرچي لغت ياد گرفتم توش نوشتم. بعد هم اينو خلاصه كردم تو يه دفتر 40 برگ. حالا هم هروقت ميخوام دوره كنم همين دفتر 40 برگ رو ميخونم! شما هم بايد سعي كنيد به هر طريقي كه ميتونيد دايره لغتهاي خود رو افزايش بديد. مثلا در يك دفترچه اي هر لغتي كه در هنگام تمرين آيلتس بهش برميخوريد رو بنويسيد و بعد حفظ اش كنيد.
همچنين كتاب Essential Idioms in English براي يادگيري idiom خيلي مفيده. از اين iodiom ها در listening و speaking استفاده ميشه. كتاب Graded Exercise in English هم براي يادگيري گرامر مفيده. براي يادگيري Vocabulary هم بايد كتاب Advanced vocabulary organizer رو بخونيد. اين كتاب خيلي عاليه و براي نوشتن و صحبت كردن بسيار مفيده.
خيلي از موسسات زبان و استادها ميگن بريد كتابهاي Grammar in use و Advanced vocabulary & idiom يا كتاب 504 essential words رو بخونيد. من به هيچوجه اين كتابها رو براي كسي كه 1 يا دوماه ديگه امتحان داره توصيه نميكنم. اين كتابها براي تقويت زبان به طور كلي مفيده ولي هيچ كمكي به آيتلس نميكنه! چون شما نميتونيد در فرصت محدودي كه داريد 500 تا لغت مشكل انگليسي رو حفظ كنيد و تازه بعد هم بخواهيد به صورت كاربردي از اونها استفاده كنيد. همچنين نمتونيد در فرصت محدود تمام گرامر انگليسي رو به صورت كاربردي ياد بگيريد! من خودم با اين كتابها شروع كردم و خيلي زود نا اميد شدم و رفتم يك معلم (خيلي ماه و گل) پيدا كردم و ايشون منو راهنمايي كرد و از جهل و ناداني نجات داد!
الان هم من سعي دارم چيزهايي كه در اين مدت فهميدم رو در اختيارتون بگذارم كه شما حا لا اقل به يك جايي برسيد و مثل من نشيد! :)
طبق كشفيات من بايد اينطوري كار كرد
نكته آخر هم اينه كه بيخود از آيلتس نترسيد. استرس باعث ميشه نيم يا يك نمره از امتحان كمتر از چيزي كه هستيد بگيريد! به اين فكر كنيد كه اگه نمره نگيريد اعدامتون نميكنن و قرار نيست اتفاق بدي بيفته!
خوب اينم از اين. من برم آيلتس بخونم! :)
فعلا..