Hiker of Australia
مهاجرت من به استرالیا
|
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط ع.ك
|
ویزا اومد!!! سلام سلام صد تا سلام هی گفتیم شاید این جمعه بیاید شاید... زد چهار شنبه اومد ! صبح امروز خیلی خوابم میومد چشمامم چند روزه درد میکنه.. هی گفتم برم سر کار... نرم سر کار.. آخر 6 صبح پاشدم کوبیدم رفتم شرکت. بعد ساعت 8 و نیم ییهو دیدم موبایلم 4 تا miss call داره ! از دفتر وکیل جان اونم ! زنگ زدم و وکیل خان گفت چی شد چک محل کار نیومدن؟ گفتم نه . گفت : آهان.. ویزات اومد ! حالا منم تو شرکت نگفتم که میخوام برم.. نمیتونستم صدایی از خودم در کنم ! همون موقع فکر کردم عجب غلطی کردم امروز اومدم ها !! :)) هنوز نامه گرنت لتر رو زیارت نکردیم.. آخه وکیل جان گفته تا قرون آخر رو ندی گرنت لتر اینجا گروگانه :(( حالا باید برم حسابامو صاف کنم بعد که نامه رو گرفتم برم سفارت اون نارنجی چرکه رو بزنم رو پاسپورت. وکیل خان میگفت مثل اینکه تا ماه جون وقت داده. اگه اینطور باشه اول سال بعد میرم ایشالااا :) الان تقریبا دو ساله دارم این وبلاگو مینویسم... فقط برای اینکه یکی مثل من خواست پا تو این راه بزاره مسائلش کمتر باشه. از این که همیشه این وبلاگو میخوندین ممنون :)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان 1388 توسط ع.ك
|
سلام سلام فقط خواستم بگم که لاجمنت شد ۱۶ ماه! دیروز ویزای یکی از بروبکس که بعد از من لاج کرده بود اومد. برای اون خوشحال شدم ولی برای خودم دپرس. باشه خدا جان هروقت موقعش بود ویزا بده . نوکرتم هستیم !! راستی دو سه هفته پیش نتیجه آزمایش سل رو گرفتم فرستادم. خداکنه دوباره اشکال نگیرن. اگه شانسه منه که میگن حامله ای !! یه چیز جالب دیگه اینه که پارسال که میرفتم پیش سهیل تمدن و شیلا برای آیلتس کپی یه کتابی رو بهم دادن به اسم Great Aussie Slangs - How to speak Aussie . این کتاب شامل دو قسمته، یکی عبارت های کوتاه استرالیایی و یکی هم Slang های اونها. خیلی کتاب جالبیه و اونطور که تو مقدمه اش گفته، دونستن اونها خیلی به فهمیدن اوزی ها کمک میکنه. آخرشم گفته اگه از اینها استفاده کنید دوستان اوزی شما سورپرایز میشن ! یه مقدار (همچین زیاد) بی ادبیه Slang هاش وگرنه اینجا یه مقدارش رو مینوشتم. خلاصه اونهایی که رفتنی هستن بد نیست یه نگاهی به این کتاب بکنن. سبز باشید
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط ع.ك
|
سلام دیروز لاجمنت من شد 15 ماه. تو این چند وقته خیلی ها که مثل من تو حول و حوش 15 ماه بودن ویزا گرفتن ولی من بینوا بعد از پشت سر گذاشتن هفت خان رستم تو خان مدیکال گیر کردم :((( آخر ماه باید برم نتیجه آزمایش ها رو بگیرم و بفرستم. اگه دعایی وردی چیزی بلدین بگین من بخونم بلکم کارم درست شد. حالا بپردازیم به روضه این ماه : چند وقت پیشا فکر میکردم که من از دست چی فرار میکنم ؟ دولت ایران یا ملت ایران؟ دیدم خدایی ریشه تمام مشکلات تو ملت خودمونه! با اینکه خیلی موقع ها ملت باحالی هستیم ولی ته هر مشکلی و مصیبتی که تو ایران هست رو میگیری میرسی به مردم. مثلا وقتی یه نفر میشه مدیر 5 نفر دیگه، به اون اندازه دیکتاتوری و زورگویی میکنه. یا اگه کسی رو بزارن نگهبان توالت عمومی باشه همه سعیش رو میکنه که از تنگی مردم نهایت سوء استفاده رو بکنه و تا میتونه مردم رو بتیغه! همه ما ها چند سالی تو شرکتهای کوچک و بزرگ کار کردیم و میدونیم که چه سوء مدیریتی تو شرکتهای ایرانی رواج داره! اضافه کنین هزارتا مشکل دیگه رو به این 2-3 تایی که گفتم! حالا فکر کنین منی که این اخلاق زشت رو دارم بشم همه کاره مملکت. خوب اون موقع تو اون سایز و با اون امکانات شروع میکنم به دیکتاتوری، دزدی، تو شیشه کردن خون مردم و سوء مدیریتم هم گند میزنه به کل مملکت! پس هر کدوم از ما یک دولت خراب داغان در وجودمون داریم و حالا که میخوایم از ایران بریم داریم از دست خودمون فرار میکنیم. تنها فایده خارجه رفتن اینه که از اونها یاد بگیریم و خودمون رو اصلاح کنیم وگرنه مشکلات هم پشت سر ما میاد (اونم بدون ویزا). تا بعد ... نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر 1388 توسط ع.ك
|
سلام مجدد 1- تقریبا" ده روز پیش یه خبری تو سایت DIAC گذاشتن با عنوان "ترتیبات اولویت پردازش" (همون Priority Process Arrangements"). جالبه که من وقتی این خبر رو خوندم بی تفاوت از کنارش گذشتم ولی بعدا" تو فروم ها دیدم که چه غوغایی شده سر این خبر ! در واقع وقتی CSL رو اداره مهاجرت اختراع کرد و به افراد دارای اسپانسر اولویت داد، و مخصوصا موقعی که گفتن تا پرونده هایی با این شرایط هست سایر پرونده ها رسیدگی نمیشه، خیلی راحت میشد فهمید که اونهایی که اسپانسر ندارن و CSL هم نیستن فعلا نباید منتظر ویزا باشن! توی خبر جدید هم فقط اداره مهاجرت واقعیتی که ما جرات فکر کردن بهش رو نداشتیم بهمون یاداوری کرد: یعنی زمانی که افراد غیر CSL و اسپانسر ندار (!) باید منتظر ویزا باشن! وگرنه در سایر موارد چنان تغییرات مهمی رخ نداده.با همه این حرفها من با وکیل خان تماس گرفتم و از ایشون سئوال کردم. اول گفتن که بعید میدونن اولویت CSL ها پایین باشه ولی باز گفتن صبر کنم تا مطمئن بشن. پریروز تماس گرفتم گفتن که قطعا CSL دار ها دارای اولیت پردازش هستن و کار اونها طبق روال قبل انجام میشه. 2- قبلا" ها یه دوست عزیزی که زمان زیادی توی استرالیا و کانادا زندگی کرده بهم گفته بود که میشه تو استرالیا شرکت اینترنتی راه انداخت. یعنی یه شرکتی که روی اینترنت فعالیت میکنه و ممکنه محل فیزیکی خاصی نداشته باشه ولی از نظر شرکتی کاملا یه شرکت ثبت شده با هیات مدیره، مدیر عامل ، سهام و .. است. چند وقتیه دارم به این موضوع فکر میکنم، اونم به 2 دلیل. اول اینکه فرض کنین من یه سر رشته ای تو کار تولید نرم افزار دارم. حالا اگه بتونم تا وقتی اینجا هستم یه محصولی رو پیدا کنم که قابل فروش تو اوزستان باشه، بعد بشینم اینجا رو تولیدش کارکنم، و بعد که پام رسید اونجا (بگو ایشالااااا) یه شرکت اینترنتی راه بندازم و محصولم رو بفروشم، چی میشه؟ فکر کنم سخته ولی اگه بشه خیلی خوب میشه. دوتا از مهمترین خوبیاش اینه که تا رسیدم اوزستان کار دارم و لازم نیست دنبال کار بگردم و اینکه که خوب کار خودمه و برای خودم کار میکنم. اشکالش هم اینه که برای شرکت داشتن باید مارکت استرالیا رو خیلی خوب شناخت و از قوانین شرکت داری اونجا حسابی مطلع بود. به هر حال باید یه بررسی بکنم. دلیل دوم فکر کردن به موضوع شرکت اینترنتی اینه که من میخوام برم اوزستان کار فنی بکنم نه کار مدیریتی. چراش هم که مشخصه!! از طرفی اینجا هم به کار مدیریتی حقوق بالاتری میدن و هم اینکه نمیدونم چرا نمیزارن من کار فنی کنم و زوری میگن بیا مدیر بازی در بیار !! در هر صورت تصمیم دارم برای اینکه سوات مواتم یادم نره یه محصول نرم افزاری تو خونه درست کنم. یه فکرایی هم کردم و تصمیم گرفتم که رو چند تا موضوع فنی جدید (مثلا برنامه نویسی برای SharePoint مایکروسافت) مطالعه کنم و بعد اونها رو روی پروژه مورد نظرم پیاده کنم. اینجوری هم برنامه نویسی و طراحی و ... یادم نمیره. هم مجبورم چند تا مطلب جدید رو مطالعه کنم. بعد هم اون مطالب رو مجبورم استفاده کنم توی پروژه و بعد هم اون محصول رو شاید بشه برد تو اوزستان فروخت !! دیدین چه خوبه؟! :)) نظر شما در مورد شرکت اینترنتی چیه؟ فکر کنم اگه هر کدوم یه راهی پیدا کنیم که وقتی رفتیم اوزستان مجبور نباشیم برای کار به اوزی ها متکّی باشیم خیلی خوب میشه. 3- یه وقتهایی میشینم حساب میکنم که اگه از این دیوونه خونه برم استرالیا (بگو ایشالااا) چی از دست میدم و چی گیرم میاد. چه مشکلاتی اینجا دارم و چه مشکلاتی اونجا خواهم داشت؟ راستشو بخواین هرجور حساب میکنم میبینم که اگه اینجا 10 تا مشکل دارم ، برم اونجا 5 تاش حل میشه 10 تا جدید میاد روش ، مجموعا میشه 15 تا ! تازه ممکنه از این 10 تا مشکل چندتایی اش اینجا حل بشه ولی از 10 تا مشکل استرالیا ممکنه خیلی هاش اصلا حل نشه. مثلا ممکنه وضع بد اقتصادی کشور یه روزی درست بشه (چرت گفتم نه؟!!) ، ولی ممکنه مشکلات تفاوت فرهنگی تا چند نسل هم حل نشه. بعد فکر میکنم خوب با این اوصاف اگه ویزا بیاد میرم؟؟ راستش نمیدونم! اگه الان بگن بیا اینم ویزا، نمیدونم چه گلی باید به سر بگیرم :) شما ها چند تا دلیل انگیزه بالابر ندارین بدین؟ :)) یا حق نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط ع.ك
|
سلامون علیکوم امروز داشتم برای برنامه ریزی یه پروژه ای هی تبدیل تاریخ میلادی به شمسی میکردم (از بس این MS Project فارسی نداره!) ییهو یادم افتاد امروز 15 سپتامبره، یعنی دیروز لاجمنت من شده 14 ماه! وقتی متوجه این موضوع شدم اصلا باورم نشد و فکر کردم حتما دارم اشتباه میکنم، چون انگار دیروز بود اومدم اینجا نوشتم شد 13 ماه!! ای داد که عمر چه سریع میگذره و جالبه که خودمم خیلی دوست دارم سریع بگذره!! انگار وقتی ویزا گرفتم بعدش قرار نیست دیگه پیر بشم !! عزت زیاد :) نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط ع.ك
|
دیروز کیس آفیسر تماس گرفته و فرم 80 خواسته . پس نتیجه میگیرم کیس آفیسر نمرده و زنده است !! به نظر شما فرم 80 خواسته یعنی چی میشه حالا؟ :) نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط ع.ك
|
سلام یادتونه یه بار گفتم من دست به آفتابه بزنم طلا میشه؟ 10 روز پیش بود که یه نامه از HOC ، همونجا که مدیکال رو بررسی میکنن، اومد برای وکیل خان که من باید برم عکس رادیولوژی رو دوباره بگیرم و آزمایش سل هم بدم !! فردا صبحش رفتم پیش دکتر سجادیان، ایشونم منو فرستاد رادیولوژی و آزمایش سل. خودشم معاینه کرد و Report رادیولوژی قبلی رو خوند و گفت که هیچ نشونه ای از بیماری ریوی نیست ، چرا گفتن آزمایش سل بدی؟ خلاصه من بینوا دوباره عکس قفسه سینه گرفتم و آزمایش کشت خلط دادم. برای آزمایش کشت خلط هم سه روز صبح ناشتا باید میرفتم آزمایشگاه :( بعد از یه هفته یه جواب میدن و جواب نهایی رو بعد از 60 روز (8 هفته) که کشت کامل شد. تو جواب اولیه هم هیچی نبود و منتظر جواب دومی هستیم، که البته خانم دکتر گفتم 99.9999% اونم هیچی توش نیست!! این وسط فقط 60 روز نا قابل باید بازم معطل بشم و هم اینکه میترسم تو این 60 روز یه چیزی این وسط گم و گور بشه (مثلا منشی دکتر یادش بره جواب آزمایش رو بگیره) و خلاصه یه ایرادی تو کار در بیاد :( از این بگذریم دوباره من به سرم زد رفتم یه سری تحقیقات کردم. اولین چیزی که متوجه شدم این بود که دوستان کانگارو از سل بیشتر از ایدز میترسن !! تو بوکلتی که در مورد آزمایش پزشکی (روی سایت دیاک) هست اینقدر که از سل گفته از ایدز نگفته ! چون تقریبا اوزی ها سل ندارن، خیلی به سل حساسن و سر سوزنی مورد مشکوک توی عکس رادیولوژی ببینن درخواست آزمایش سل میدن. اینجا رو بخونین ببینین اوضاع سل تو اوزستان چطوریه. خود سل هم توسط یک باکتری بی ادبی به اسم tuberculosis ایجاد میشه به همین علت سل بیشتر با اسم TB شناخته میشه. این آقاهه وقتی وارد بدن کسی بشه بعد از 60 روز توی آزمایش ظاهر میشه و شروع میکنه به صدمه زدن به ریه. البته در موارد پیشرفته جاهای دیگه ای مثل کلیه یا پوست و نخاع و مغز و .. رو هم درگیر میکنه. به خاطر همینه که میگن باید کشت 60 روزه خلط بدیم تا ببینیم سل داریم یا نه. خیلی وقتها که بدن سالمه tuberculosis نمیتونه بیماری ایجاد کنه و سرکوب میشه و میره جاهایی مثل کلیه یا ستون فقرات قایم میشه و اصطلاحا سل مخفی (Hidden TB) یا (Inactive TB) درست میکنه. در این حالت فرد آلوده شده مریض نیست و کسی رو هم نمیتونه مریض کنه. عکس رادیولوژی و آزمایش کشت هم چیزی نشون نمیده اما آزمایش جلدی ، که در اون مایعی رو زیر پوست تزریق میکنن و بعد از چند روز جای تزریق رو بررسی میکنن، مثبت میشه. تو اکثر مواقع Hidden TB تبدیل به سل (TB) نمیشه مگه اینکه به علت پیری خیلی زیاد، ایدز، شیمی درمانی و ... سیستم ایمنی بدن ضعیف بشه.
خوشبختانه آزمایش هایی که اوزی ها میخوان سل مخفی رو نشون نمیده پس اگه کسی میکروب سل وارد بدنش شده ولی سل فعال نداره هم میتونه بره اوزستان ! اگه شخصی سل فعال بگیره، سه هفته یا بیشتر سرفه میکنه با خلط خونی و دچار کاهش وزن، تعریق شبانه و ... میشه. در این حالت باید شروع کنه به درمانی که 6 ماه تا یکسال طول میکشه! جالب اینجاست که اگر کسی درمان رو کامل کنه خیلی راحت میتونه خوب بشه ولی اگه درمان رو ناقص ول کنه tuberculosis مقاوم میشه و تبدیل به یه بیماری لا علاج میشه. در 30 درصد مواردی که درمان ناقص رها شده بیمار خود به خود خوب میشه و در 70 درصد بقیه فوت میشه !! توی عکس بالا اونجایی که با مثلث های سفید مشخص شده آسیب وارد شده به ریه رو نشون میده که وسطش هم یه سوراخ گنده توسط اون باکتری بی ادبه ایجاد شده. همین سوراخها باعث میشن بیمار در صورت درمان نشدن فوت کنه. حالا چطوری میشه که کسی سل میگیره؟ میکروب سل تو محیط بیرون و مخصوصا زیر نور خورشید از بین میره و فقط در صورتی ممکنه مبتلا به سل بشیم که یه نفر با سل فعال در نزدیکی ما عطسه یا سرفه کنه و ذراتی که در هوا منتشر میکنه رو تنفس کنیم. یعنی اینطوری نیست که همینجوری ییهو یه میکروب سل بیاد بره تو ریه ما و مریض بشیم، پس زیاد نگران نباشید. خوبیش اینکه که آمار سل در ایران 27 نفر در 100 هزار نفر بوده که رقم خیلی کمیه ، گرچه با سرعت زیادی داره افزایش پیدا میکنه. خلاصه که من فعلا باید تا 60 روز سماغ بمکم و دعا کنم که اشتباهی که کار دستم بده رخ نده! نوشته شده در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388 توسط ع.ك
|
من متولد شدم پ.ن: تولد من مصادفه با تولد زکریای رازی ، کاشف الکل !! تولد اونم واسه الکلی ها مبارک باشه !! :)) نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط ع.ك
|
سلام مجدد لاجمنت شد 13 ماه. جالبه که 13 ماهگی مصادف شده با جمعه. باید گفت شاید این جمعه بیاید شاید ! :) نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط ع.ك
|
سلام یکشنبه پیش رفتم گواهی سوء پیشینه درخواست کردم و بعد هم رفتم آتیه مدیکال دادم. یکشنبه بعدش جواب سوء پیشینه رفت در خونه. شکلش اینطوریه که یک برگ A5 هستش که توش نوشته : از طرف دادسرای عمومی و انقلاب، گواهش میشود فلانی فرزند فلانی ... دارای سابقه محکومیت کیفری نیست. یکشنبه عصر تلفنم زنگ زد و یه خانومی گفت من دستیار دکتر سجادیان هستم و شما یه اشکالی توی مدیکالتون هست باید بیایید دوباره آزمایش بدید! پرسیدم چه اشکالی؟ گفت پروتئین توی ادرار دیده شده. گفتم خوب این که گفتی یعنی چه؟ گفت پروتئین در ادرار نشان دهنده کم کاری کلیه است !! منو میگین، یه سکته ناقص همونجا زدم ! خلاصه دوشنبه که تعطیل بود ، سه شنبه رفتم و آزمایش دادم و 2 ساعت کامل منتظر موندم تا جواب حاضر بشه. خوشبختانه جوابش کاملا نرمال بود و مشکلی نداشت. تقریبا 20 تا آیتم هست که تو آزمایش چک میکنن و اگه یکیش Positive باشه آزمایش تکرار میشه. اگه بازم مثبت باشه دکتر آزمایشهای تکمیلی میده و بعد میفرسته پیش متخصص اورولوژیست یا نفرولوژیست تا درمان بشید و آزمایشها نرمال بشه. امروزم که زنگ زدم گفتن مدیکال رو باTNT فرستادن و باید برم قبضش رو بگیرم. برای نتیجه مدیکال فقط شماره قبض مهمه که میتونید بگید براتون فکس کنن یا پشت تلفن بخونن. من چون همونطور که گفتم سلطان شانسم، میرم خود قبض رو میگیرم !! حالا من یه تحقیقاتی کردم که چطور میشه آزمایش Urine (جیش!) مشکل پیدا میکنه. اینجا مینویسم که شما مثل من آنفاکتوس نکنید :
من دکتر نیستم این کشفیات رو من با خوندن چند تا سایت تو اینترنت به دست آوردم بنابراین ارزش علمی نداره و بر اساس اینها هیچ تصمیمی نگیرید!! بعدا نگید تو گفتی ما رفتیم کلیه خریدیم!! آزمایش خون و x-ray تکرار نداره و اگه نرمال باشه مدارک رو میفرستن و اگه نرمال نباشه که خدا بیامرزه! پ.ن: هزینه تکرار آزمایش شد 3900 تومان! تا بعد :) |
|