Hiker of Australia |
|
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۸ توسط
|
سلام علیکوم اینجا مثلا خیر سرش یه وبلاگه در مورد استرالیا ولی خوب وقتی ویزا اومده منم هنوز نرفتم چی بنویسم! ننویسم هم خیل عظیم مخاطبان سرازیر میشن میگن چرا نمینویسی! باور نمیکنین؟ به اون سه تا و نصفی کامنت توجه کنین !! :)) به هر حال خودم چون به خواننده ها ، به خصوص اونهایی که وبلاگشون رو میخونم، به خصوص اونهایی که جنتو دارن، به خصوص اونهایی که میرن بریزبین، به خصوص اونهایی که شوهرشون ASP.NET کار میکنه، به خصوص اونهایی که از دست امل های سیدنی دارن فرار میکنن، به خصوص اونهایی که قراره ما بریم از سرویس گرین آیلندشون استفاده کنیم، به خصوص اونهایی که به ما تو اصفهون حال دادن در حد فردین و بهروز وثوق و ... ارادت دارم، مینویسم که وقتی میان به وبلاگ سر میزنن دست خالی بر نگردن. خبر اول اینکه اون گواهینامه خوشگله که گفتم با چه بدبختی گرفتمش و تازه بی عینک هم بود... گمش کردم! دیگه نپرسین کجا و چطوری چون خودمم دارم شاخ در میارم که گواهینامه بی زبون چطور پا در آورده و غیب شده. جالبتر اینجاس که تا 6 ماه هم بهم گواهینامه نمیدن چون تازه این یکی رو گرفته بودم! نصف تهرانم گشتم ولی نیست که نیست. حالا یکی بگه من چه خاکی تو سرم بگیرم! من که گواهینامه Learner بگیر نیستم :(((( خبر دوم اینکه این دو روز تعطیلی ییهو جو گرفت رفتیم اصفهون. البته من فعل ها رو جمع میبندم ولی ما (که رفتیم) یه نفریم! اونجا هم یکی از بروبکس مایگرنت هلپ حال فردینی داد و مارو برد بیرون. البته به خاطر اینکه وفات بود مردم در حال عزاداری اجباری بودن (چون تو میدون نقش جهان دسته رد میشد یه کوچه انوطرفتر پاسور میفروختن!!!) و از اسب و کالسکه های تو میدون خبری نبود (احتمالا با اتوبوس برده بودن تهران جهت اون مراسم ......بیییییپ). در مجموع اصفهان شهر خیلی قشنگیه و مخصوصا برای من که سالها بود نرفته بودم خیلی تغییراتش به چشم میومد. اون کارهای هنری که تو اصفهان میشه دید هیچ جای دنیا پیدا نمیشه. حیف که نه مردم نه غیر مردم (دولت سابق) هیچ ارزشی برای اونهمه آثار باستانی خفن قائل نیستن. هرجا میری از رنگ و اسپری بگیر تا میخ و سیخ استفاده شده تا مثلا طرف روی یه اثر باستانی اسم خودشون بنویسه اونم با فونت 85 !!! یه جا دیدم یکی رفته بود رو سقف نوشته بود فلانی شتر است! آدم میمونه یعنی اینکه به بقیه خبر بدی همکلاسی ات شتره اینقدر مهمه؟ چند تا عکس از اصفهون (به قول خودشون ایصفهو نیصفی جهون) که خودم توشون نیستم میزارم تو ادامه مطلب. عکسهای خودم رو میفرستم برای مجله ورزشی که چاپ کنن زیرش بنویسن اگه ورزش نکنین این ریختی میشین :))) سبز باشید سلام مجدد فقط میخواستم بگم گواهینامه ام پیدا شد! رفتم سایت PostYafteh.Post.Ir اسمم رو وارد کردم دیدم نوشته گواهینامه تو پست مفتح هستش. الان رفتم گرفتمش :) باورتون میشه همچنین سیستمی تو ایران کار میکنه؟؟؟؟ ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۸۸ توسط
|
سلام مجدد
یه مدت چیزی ننوشتم گفتم این مبحث Ommolizm و جوادیزم حل بشه بعد بیام بنویسم . دوست داشتم یه بحث کامنتی در بگیره که یه مقدار سواتمون بره بالا ولی دامون اومد همه رو با پس گردنی بیرون کرد :)) به هر حال هرکی میخواد بره سیدنی بشینه پیش خودش بی رودربایستی دودوتا چهارتا کنه ببینه اگه خداوکیلی امّلی میزنه موقع رسیدن به استرالیا تو برگه Declaration اینو اعلام کنه وگرنه مدیون ملکه الیزابت میشه :)) دیروز پریروزا گواهینامه جدید اومد. دیگه نه شماره اش خودکاریه نه روش مهر رانندگی با عینک طبی هست. سابقه ام هم روش درج شده. ای ول به آندره که دوزاری مارو انداخت. البته از وقتی توی وبلاگش کامنت گذاشتم که "هروقت اومدم منو ببر شهرو نشونم بده" دیگه نه وبلاگ منو میخونه نه وبلاگ خودشو آپدیت میکنه. بابا آندره جان شوخی کردم قایم نشو !! ایرانی از ایرانی میترسه عینهو جن از بسم الله :)) هفته پیش با دوتا از دوستای عزیز رفتیم نهار. قول داده بودم وقتی ویزا اومد بهشون ناهار بدم. اینقدر پسرهای گلی هستن که موقع انتخاب غذا، غذا رو به صورت order by price descending انتخاب کردن. اینقدر خجالت کشیدم که نگو! دوستهای به این گلی کجا پیدا کنم من؟ هرجور شده شما هم باید بیاین ازترالیا. امروزم با یکی از دوستای فوق خوشتیپ رفتیم حقوق این ماه رو دادیم به هاکوپیان لباس امّلی خریدیم! خوبه باز اونجا برای مصاحبه لباس رسمی لازمه وگرنه من با این همه شق و رقّی میمیرم بخوام همیشه با شلوارک و دمپایی بگردم ! فردا هم با یه تعداد از دوستای عزیز دیگه شب میریم بیرون برای گودبای پارتی زودرس . آخه هفته دیگه ماشین خفنه میره خونه شوهر دیگه بی ماشین میشم ، بی ماشین هم که خیلی زندگی سخت میشه. همین دیگه، فعلا خبر دیگه ای نیست. تا بعد ... |
|