Hiker of Australia |
|
|
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ توسط
|
این مطلبی که الان نبشتن میکنم شاید برای اونهایی که هنوز ایران هستن زیاد قابل توجه و قابل درک نباشه چون توی ایران درآمد ها اونقدر برای آفراد عادی کمه که اگه Save کنی با اینکه Save نکنی زیاد فرقی نداره بنابراین خیلی ها ممکنه زیاد به این مسئله اهمیت ندن. خیلی ها هم که اگه به آخر ماه برسونن کلاهشون رو میندازن هوا، Save کردن که چه عرض کنم!
اما در شهرک اوزی نشین استرالیا که با توجه به ورود همینجوری فله ای مسلمانان و اعراب و ترکها به زودی به یکی از مستعمرات جهان اسلام تبدیل میشه درآمد زیاده و مخارج هم کمر شکن، فرق بین Save کردن و Save نکردن خیلی زیاد میشه. مثلا اگه جلوی مخارج بی رویه رو بگیریم میتونیم مقداری هر ماه Save کنیم ولی اگر بی حساب خرج کنیم باید تا کمر (گاهی هم تا خرخره) بریم زیر بار قرض و بدهی. مخصوصا که اینجا کسی به آدم پول دستی و قرض الحسنه و وام مهر رضا و از این چیزها نمیده و اگه پول کم بیاریم یا باید از کارت اعتباری (با بهره 24 درصد) استفاده کنیم یا وام بگیریم (با بهره 14 درصد). بنابراین بدهکاری اینجا بدتر از بدهکاری توی ایرانه. قبل از اینکه بخوام در مورد روشهای اسکروچ شدن و زراندوزی نبشتن کنم لازمه بگم که هرکسی برای خودش سطحی از زندگی یا به قول خارجکی ها Living Standard تعیین میکنه. یک نفر هست که یکسال صبر میکنه تا یه شلوار 2 دلاری از حراجی بخره و کفش پلاستیکی میپوشه و توی محله وحشتناک زندگی میکنه ولی در عوض میتونه حسابی Save کنه. اما یکی هم پیدا میشه که میگه من کمتر Save میکنم ولی تو محله خوب و با کیفیت خوب (لباس خوب، خوراک خوب، گردش و تفریح به اندازه کافی) زندگی میکنم و به عبارتی سطح زندگی رو بالا در نظر میگیره. این که چقدر باید درآورد و چقدر و چطوری خرج کرد یک مسئله شخصیه که به هزارتا چیز بستگی داره بنابراین اینی که نبشتن میکنم یک سری راهنما برای زراندوزیه و اینکه هرکسی میخواد چقدر خرج کنه به خودش ربط داره. حالا روشهای زراندوزی از نظر من چی بید؟ 1- بهتره آدم بر اساس یک بودجه مشخص (و واقع گرایانه نه اسکروچ گرایانه) زندگی اش رو تنظیم کنه. مثلا اگر فکر میکنیم که هفته ای 400 چوخ میدیم اجاره، 200 تا میدیم مخارج جاری، 100 تا میدیم بیل (قبض تلفن و برق) و 100 تا میدیم حال و هول، میتونیم هر هفته (مثلا اگر هر جمعه حقوق میگیریم، هر جمعه) 800 دلار از بانک بگیریم و بقیه حقوق رو توی یک حساب پس انداز که سود بهش تعلق میگیره پس انداز کنیم. اگه بدونیم که در یک هفته فقط مقدار مشخصی پول داریم حتما حساب شده تر خرج میکنیم. 2- کاهش مخارج جاری خونه: خریدی که برای خونه میکنیم معمولا قسمت زیادی از هزینه های جاری رو شامل میشه. مثلا شما میری فروشگاه (مثلا Coles) یک کیلو سیب زمین بخری، یک سبد میدن دستت، بعد میری سیب زمین و پیاز و هندونه و هویج و نون، مواد بهداشتی، کاسه،بشقاب، آجیل و هله هوله، گوشت و مرغ و سبزی و سس و رب و ... میریزی توش و ییهو میبینی 200 دلار دادی اومدی بیرون. به نظرم بهتره آدم یک لیست توی خونه داشته باشه که طی هفته توش بنویسه چی لازمه و بعد فقط از روی لیست خرید کنه و نه بیشتر. 3- کاهش هزینه بیل: این آنگولایی ساکسون ها واقعا اسم خوبی روی قبض گذاشتن: بیل ! سر ماه که میشه این بیل ها میان یه بیل میزنن توی جیب آدم هرچی داری و نداری رو میبرن! اگه بتونیم توی انتخاب سرویس هایی مثل تلفن، اینترنت، برق و گاز و ... حساب شده عمل کنیم و صد البته درست مصرف کنیم مبلغ قابل توجهی صرفه جویی میشه. مثلا آیا واقعا تلفن خونه لازم داریم؟ آیا واقعا اینترنت پرسرعت لازم داریم؟ آیا اگه یک پلان موبایل با مثلا ماهی 3 گیگابایت Data بخریم، نمیتونیم برای اینترنت هم ازش استفاده کنیم؟ خیلی بهتره که موقع خریدن اینترنت و موبایل بگردیم و سرویسی رو انتخاب کنیم که برای مصرف بیش از حد معمول جریمه نگیره. یا مثلا اینترنتی بخریم که سرعتش پایین تره ولی محدودیت نداره. یا موقع خریدن تلفن و موبایل ببینیم بیشتر زنگ میزنیم یا اس ام اس؟ بیشتر به کجاها زنگ میزنیم؟ تعداد دفعات زنگ بیشتره یا مدت مکالمه و ... . بعد پلانی بخریم که مناسب تره. همینطور در مورد مصرف برق میشه صرفه جویی های زیادی کرد. مثلا برای جایی که لازم نیست چراغ روشن نگذاریم. از لامپ کم مصرف استفاده کنیم. وقتی وسایلی مثل مایکروفر، ضبط، لپ تاپ، پخش دی وی دی و ... رو باهاشون کاری نداریم از برق بکشیم (اینها در حالت استندبای هم مصرف دارن). برق توی استرالیا خیلی گرونه و با همین کارها میشه خیلی صرفه جویی کرد. 4- کارد زدن به شکم: مدل زندگی غربی هزینه های زیادی به جیب آدم تحمیل میکنه. یکی از اونها بیرون غذا خوردنه. مثلا اینها صبح توی خونه صبحانه نمیخورن بلکه سرراه قهوه و احتمالا کیکی چیزی میخرن. یک قهوه عادی رو اگه 3.5 دلار و یک کیک 3.5 دلار حساب کنیم هر روز صبح 7 دلار میره برای کافی. بعضی ها عصر ها هم یک کافی میخورن. ظهر ها هم اگه بیرون غذا بخورین حداقل 10 دلا و معمولا 15 دلار هزینه داره. با این حساب اگه فکر کنیم 25 روز هفته این عمل شنیع رو انجام میدیم، 175 دلار برای کافی و 250 دلار برای نهار پرداخت میکنیم (425 دلار). با این حساب سرانگشتی میبینیم که چه مبلغ گزافی برای خوردن یک کافی و ساندویچ ناقابل داریم هزینه میکنیم. در صورتیکه اگه توی خونه صبحونه بخوریم و نهار هم ببریم با خودمون هم غذایی که خوردیم سالم تره هم مبلغ زیادی صرفه جویی میکنیم. همچنین هروقت خواستیم چیپس، آجیل جات، بستنی و.. بخریم و بریزیم تو چاه ویل اول فکر کنیم که آیا این کار لازمه؟؟ 6- استفاده از Public Transport: یکی از آفتهایی که به جیب مردم می افته اینجا کرایه تاکسیه. مثلا اگه مسافتی معادل میدون ولیعصر تا میدان ونک رو با تاکسی برید باید راحت 50 دلار تقدیم کنین. مصافت های کوتاه حدود 20 دلار هستن و دیگه فکر نکنم کمتر از 10 دلار (دو قدم راه) کرایه تاکسی باشه. مثلا من اگه از میدون Central Railway با اتوبوس بیام خونه میشه 1.6 دلار ولی همین مسیر با تاکسی میشه 25 دلار یعنی بیش از 15 برابر! بنابراین اگه تنبلی نکنیم، جایی که واجب نیست نریم، خیلی دیر از مهمونی برنگردیم که دیگه اتوبوس نباشه و مجبور بشیم تاکسی بگیریم، اگه جایی میریم تا خرخره اتانول نخوریم که دیگه نتونیم رانندگی کنیم و کارهای مثل اینها، میتونیم از حمل و نقل عمومی استفاده کنیم و خیلی صرفه جویی بنماییم. 7- هزینه Entertainment و Recreation (حال و هول خودمون) در استرالیا میتونه خیلی بالا باشه بنابراین مقدار صرفه جویی هم میتونه بالا باشه. مثلا قبل از سینما رفتن باید فکر کنیم که واجبه بریم سینما؟ اگه بریم سینما باید پول ایاب ذهاب بدیم. پول بلیط سینما بدیم. پول هله هوله (مثلا پاپ کورن) بدیم. بعدش بریم شام بخوریم و ... در نتیجه الکی الکی 100 دلار خرج میکنیم. حالا اگه دردمون فقط دیدن فیلم باشه، میتونیم با عضو شدن توی کلوب فیلم فقط با 3 دلار ناقابل یک DVD (فیلم جدید 6 دلار) کرایه کنیم اونم برای یک هفته و توی خونه تماشا کنیم. تازه با استفاده از تکنیک های ایرانی میشه فیلم رو با دیگران Share کرد و اینطوری با 3 دلار ممکنه 4 تا فیلم ببینیم!! 8- کم کردن کرایه خونه. بزرگترین هزینه هر شخص توی استرالیا کرایه خونه است. اونهایی که کرایه نمیدن و پیش بابا مامان هستن یک خرج هایی میکنن که بیا و ببین! بنابراین به نظرم اگه کسی بتونه خونه خوب و هم خونه های خوب پیدا کنه و Share کنه میتونه تا اندازه زیادی صرفه جویی کنه. همچنین با گشتن زیاد میشه خونه های خوب تو محله های خوب ولی با قیمت خوب پیدا کرد. البته من رفتن به محله های ارزون و داغون و بزندگی ا برادران عرب و افغانی رو توصیه نمیکنم!! 9- مصرف اتانول و دود: مصرف اتانول یکی از مخارج خیلی سنگینه که اوزی ها انجام میدن. کسی که اتانول مصرف نمیکنه حداقل هفته ای 100 دلار صرفه جویی داره. مخصوصا اگه با کسی برید بیرون و اتانول رو توی هتل یا رستوران تهیه کنید قیمتش فاجعه است (مثلا 20 دلار برای یک گیلاس). همچنین دود خیلی گرونه. چرت ترین سیگار رو باید پاکتی 15 دلار بخرید. اگه روزی یک پاکت هم بکشید میشه ماهی 450 دلار! 10- ماشین یکی از هزینه های خیلی سنگینه برای هر خونواده ای. واقعا باید قبل از خرید ماشین فکر کرد که ماشین لازمه؟ ماشین هم افت قیمت زیادی اینجا داره و هم هزینه نگهداری (مثل ثبت، بیمه اجباری، بیمه بدنه، خرید خدمات در جا یا Road Side Assistance و هزینه های سرویس و تعمیرات و..). اگه ماشین رو برای مسافرت میخوایم آیا نمیشه ماشین کرایه کنیم؟ مثلا اگه 2 تا خانواده 1 ماشین کرایه کنن و بعد مخارجش رو تقسیم کنن خیلی ارزونتر در میاد. یا مثلا شرکت های هستن که ماشین رو ساعتی کرایه میدن (هزینه اش شامل بنزین و بیمه هم هست) حدود ساعتی 10 دلار! (www.flexicar.com.au) . بنابراین اگه ماشین رو برای مقاصد دیگه ای نمیخواین شاید واقعا لازم نباشه که ماشین بخرین. 11- رانندگی درست: توی ایران بنزین ارزونه و هرجور مصرفش کردی مهم نیست. سرویس ماشین خیلی گرون در نمیاد بنابراین مهم نیست که چقدر گاز بدی، ترمز کنی، تک چرخ بزنی، تیک آف کنی و ...! اینجا بنزین گرونه، قطعات خیلی گرونه، سرویس هم خیلی گرونه. بنابراین هرچی درست تر رانندگی کنی تا مصرف سوخت بیاد پایین،استهلاک قطعاتی مثل لنت و دیسک و اینها بیاد پایین توی هزینه های نگهداری ماشین خیلی صرفه جویی میشه. 12- آنالیز مخارج: اگه ندونیم که پول بی زبون داره کجا میره چطور جلوش رو بگیریم و چطور برای بودجه برنامه ریزی کنیم؟ بنابراین اگه بتونیم هر خرجی که میکنیم رو ثبت کنیم و بعد در پایان ماه آنالیز کنیم میتونیم بفهمیم که کجا داریم هزینه زیادی میکنیم و شاید بتونیم جلوش رو بگیریم. یک نرم افزار حسابداری شخصی و بسیار کارآمد و در عین حال آسون هست به اسم Home Bank که من خودم هم دارمش. اگه اون رو دانلود کنین و دخل و خرجتون رو توش یادداشت کنین، میتونین وضعیت مالی خودتون رو آنالیز کنین. همچنین این برنامه به شما کمک میکنه که برای زندگیتون بودجه تعیین کنین. پانوشت: الان خیر سرش یک ماه از تابستون گذشته هنوزم عین اسب هوا سرده. توی Queensland سیل اومده اینجا هم همه اش بارون میاد. بعضی از درختها تازه دارن شکوفه میدن! اصولا اینجا فصل نداره. هروقت بارون میاد سرده و هروقت آفتاب میشه گرمه! پانوشت: دیروز تلویزیون نشون میداد که توی Queensland بارون اومده و یک سری گوسفند بیچاره توی گل و لای گیر کرده بودن. بعد نشون میداد که هلیکوپتر اومده بود و گوسفند ها رو دونه دونه میکشید بیرون. پیش خودم فکر کردم این کارفر های استرالیایی برای یه ببئی هلیکوپتر میفرستن ولی توی ایران با ماشین از روی مردم رد میشن!! پانوشت: یه برنامه ای توی کانال 9 استرالیا هست به اسم Small Acts Of Kindness . اگه توی یوتیوب هم بگردین پیداش میکنین. توی این برنامه میرن استرالیایی های خوب رو پیدا میکنن و ازشون تقدر میکنن. مثلا اون روز رفتن سراغ پیرمردی که 20 سال تو زمین پشت خونه اش به نوجوونها تمین بوکس میداد تا نردن سراغ خلافجات. بعد برای اونها بلیط هواپیما گرفتن که 3 روز برن Perth برای دیدن بوکسور مورد علاقه آقاهه و همچنین دیدن مسابقه اون بوکسور. تو فاصله 3 روزی که اینها نبودن یه خونه جدید براشون ساختن با تمام وسایل. یه سالن بزرگ بوکس هم با تمام وسایل و رینگ بکس براشون درست کردن! بعد هم شهردار اونجا موقع برگشتن بهشون گفت همه این کارها که ما کردیم در مقابل کاری که تو کردی هیچی نیست! بازم با خودم فکر کردم این کافرها قراره برن جهنم ما قراره بریم بهشت!! پانوشت: دیروز با ننه بچه ها و یک زوج خارجی (اوزی و دانمارکی) رفتیم بیرون. این خارجکی ها میگفتن چرا اومدی استرالیا و نرفتی جای دیگه؟ چرا این ماشین رو خریدی؟ چرا این رستوران اومدیم؟ چرا چرا چرا؟؟ این نشون میده که توی استرالیا مردم برای هر کاری دلیل دارن. هر کاری هم بخوای بکنی باید قبلش حساب کتاب کنی راهش و سیستم اش رو بشناسی و از اون طریق اقدام کنی. بنا به تجربه من اینجا جایی برای شانس و دعا و نذر و این حرفها نیست و هرکسی راهش رو یاد گرفت و از روی اصول اقدام کرد به هرچی خواست میرسه. سبز باشید :) یه دوست روس دارم که عکاس خیلی خوبیه. یه عکس توپ گرفته از آتیش بازی سال نو که گذاشتم اینجـــــا. ویرایش: خیلی قدیمها، قبل از اینکه ویزام بیاد، یه پستی گذاشته بودم در مورد نرم افزارهای رایگان که میشه ازشون به جای نرم افزارهای پولی و گرون استفاده کرد. امروز اتفاقی به این پست برخورد کردم و فکر کردم بد نیست باز لینکش رو بزارم اینجا |
|