Hiker of Australia
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط  |

سلام سلام

دیدین چی شد؟ هیچی نشده یه ماه گرد شد! ماه پیش همین روز (14 آپریل) پدر و مادر و خواهر و خواهر زاده و دوست و آشنا و خاطرات و هرچی تو زندگی برام عزیز بود گذاشتم اومدم استرالیا!  دیروز سر کار بودم با خودم فکر میکردم نگاه کن ها! ماه پیش نمیدونستم قراره چی بشه و چی به سرم بیاد ولی الان تو سیدنی سر کارم واسه خودم خوش خوشانم انگار 20 ساله اینجام !! اینها رو میگم واسه اونهایی که میخوان بیان. اینجا چیزی به اسم استرس تعریف نشده، کسی یه مقدار فکرشو به کار بندازه و راه و چاه رو یاد بگیره حسابی پیشرفت میکنه. بنابراین ترس و استرس و نگرانی ها رو بزارین ایران و بیایین.

وقتی بیاین چی میشه؟

وقتی میاین استرالیا روز اول گیج میزنین . روز دوم و سوم مشغول انجام کارهای اداری هستین. احتمالا بعدش بدو بدو دارین واسه پیدا کردن خونه. بعد از اینکه فشار کارها کم شد یهو دلتون تنگ میشه. برای خانواده، پدر مادر، لبو فروش سر خیابون، بربری و سنگک، و ... ! تا 2 هفته فکر میکنین عجب شکری خوردم ها! آخه چرا اومدم؟؟ یه دو هفته که میگذره استرالیا کم کم خودشو بهتون نشون میده. هرچی کمتر بشینین تو خونه و بیشتر برین قاطی مردم زودتر این اتفاق می افته. اگه صبح تا شب تو خونه و پای اینترنت باشین انگار تو ایرانین و هیچ پیشرفتی نمیکنین. بعد از 2 هفته اگه با چوب هم بزنن حاضر نمیشین برگردین!

بعدش چی میشه؟

بعدش که همه می افتن دنبال کار پیدا کردن. برای کار پیدا کردن نباید عجله کرد. خیلی زود کار پیدا کردن خیلی هم خوب نیست چون وقت و انرژی زیادی میگیره و ممکنه به کارهای دیگه نرسید. از طرفی همونطور که گفتم باید مدت زمانی بگذره تا از نظر زبان و تطابق فرهنگی به سطح مطلوبی برسید وگرنه بعدا سر کار خیلی سخت میشه. اینجا 3 تا مشکل رو باید حل کنید تا زندگی شیرین بشه: 1- کار  2- خونه 3- تنهایی.

کار که خوب توش پول هست و به زندگی آدم نظم و نظام میده. خونه هم که باعث میشه آدم توش آرامش پیدا کنه. برای اوزی ها خونه یه جاییه که شب برن دمر بیفتن بخوابن صبح دوش بگیرن برن سر کار ولی برای ما ایرانی ها خونه یه مفهوم خیلی بزرگیه و مهمه که خونه ای که داریم خوب و تمیز و گرم و نرم باشه. بنابراین من خودم به شخصه نمیرم دنبال Shared زندگی کردن یا زندگی تو یه Studio تنگ و تاریک فقط به خاطر اینکه هفته ای 100 دلار کمتر خرج کنم.  تنهایی هم مشکلیه که باید حل کنین. من که اومدم با یه خانواده ایرانی خیلی خوب آشنا شدم که خیلی لطف داشتن تا حالا. یکی دو تا دوست ایرانی هم پیدا کردم که گاهی میریم بیرون و حسابی خوش میگذرونیم.

آخرش چی میشه؟

آخرش این میشه که میبینین ای داد بیداد صبح میرید اتوبوس سوار شید کسی هل نمیده، کسی بو نمیده!! ، اتوبوس سر وقت میاد شما هم سر وقت میرسید محل کار، محل کار تمیزه، همه با هم خوب برخورد میکنن، همه سر حالن، سر هر هفته حقوق 2 ماه ایرانتون میاد تو حساب، هرچی میخورین گوشت میشه به تنتون !! :))) ، هوا تمیزه، مردم مودبن، به همه چیز مثل خرید اینترنتی، جدید ترین کتابها، کنسرت، ورزش، مسافرت و ... دسترسی دارین و بعد میگین خوب شد اومدم ها !! اینجا 5 روز سخت کار میکنی 2 روز میری سخت حال میکنی.

سر کار چطوریه؟

اینجایی که اشتباهی منو استخدام کرده یه شرکت مشاوره خلیی بزرگ و معروفه که 20 سال سابقه فعالیت داره. تو ایران مشاور کسیه که قسمت Glossary یه کتاب رو میخونه بعد فرداش میره یه سری کلمات قلمبه سلمبه از خودش در میکنه یه پول اساسی هم میگیره میاد بیرون. اما اینجا مشاور وقتی میره یه راه حل میده خودش باید اجراش کنه! یعنی شما میری مشکل رو حل کنی و دیگه اینکه چطوری حل میکنی با خود شماست. یا تنهایی این کار رو میکنید یا تیم تشکیل میدید. خوبیش اینه که توش از همه چیز، مثل کار فنی، مدیریت پروژه، Business Modeling و ... داره . مزیت اش نسبت به کار تو آفیس اینه که هی میرید جاهای مختلف و با مسایل جور واجور آشنا میشید و کلی آشنا پیدا میکنید. بدیش اینه که تنهای تنها هستید و تنهایی باید گلیم خودتون رو از آب بکشید بیرون. چون مستقیم هم با مشتری در تماس هستید (بهتر بگم هستم!) حساسیت کار خیلی بالا است و با یه اشتباه کوچیک ممکنه اخراج بشید. خلاصه که ما رو به عنوان مشاور IT استخدام کردن. الان هم 4 هفته میرم شرکت Telstra که بزرگترین سرویس دهنده موبایل تو استرالیا هستش.

محیط کار خیلی بستگی به شرکت و اندازه و نوع کارش داره. شرکتهای کوچیک راحت هستن و میشه هر مدلی لباس پوشید. در مورد شرکتهای بزرگ هم اگه تو قسمتی باشین که با مشتری در تماس نیستین معمولا یتونین راحت لباس بپوشین ولی در هر جا که با مشتری سر و کار دارین باید رسمی باشین. شرکت Telstra که من میرم همه حتی آبدارچی اش هم رسمی لباس میپوشن. منم که میرم اونجا چون در واقع میرم پیش مشتری مجبورم هر روز رسمی باشم. یادمه یکی کامنت گذاشته بود که لباس رسمی آوردن فایده نداره. اتفاقا هرچی لباس رسمی و خوب بیارید بازم کمه. کی گفته اینجا مثل دهاته؟ وقتی میرید مرکز شهر همه خوب لباس پوشیدن و خیلی ها خوش تیپ هستن. اینها میفهمن که خوب پوشیده و کی بد و اگه از لباس پوشیدن شما خوششون بیاد حتما ازتون تعریف میکنن. من رفته بودم مصاحبه (همینجا که استخدام شدم) به خاطر همین تیپ زده بودم ، وقتی بر میگشتم یه نفر تو خیابون گفت Hey nice suite !

نتیجه:

نتیجه این انشا این بید که اولا با روحیه بالا و امید به خدا بیاین. وقتی اینجا بیاین میفهمین که غیر از خدا هیچکی نبود یعنی چی! اگه به اوس کریم اتکا کردین همه چی زود زود درست میشه. بعد نتیجه اینکه اگه بیاین اینجا و بخواین چهار چنگولی به ایرانی بودن بچسبین شکست میخورین. کسی اینجا موفقه که نسبت به آدمها و فرهنگها و عقاید دیگرون خیلی باز و پذیرا باشه.

سبز باشید


تازگیها ایمیل هایی دریافت میکنم که ازم میخوان رزومه ام رو براشون بفرستم. برادران خواهران ببم جان رزومه حاوی اطلاعات شخصی و خصوصیه و نمیتونم رزومه ام رو بهتون بدم! کلا شما تشریف آوردید اینجا هم از کسی همچین درخواستی نکنید خیلی ضایع بید! هروقت تشریف فرما شدید استرالیا من خودم براتون رزومه مینویسم. یه جور هم مینویسم که فرتی باهاتون قرار مصاحبه بزارن. فقط یه ایمیل بزنید تا قرار بزاریم. به همین سادگی.



اسلایدر