Hiker of Australia |
|
|
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ توسط
|
سلام علیکوم باز آخر هفته شد من نوشتنم گرفت! دیدم کورش کبیر یه مطلبی در مورد ایرانی ها نوشته، گفتم بیام یه کم سفره دلم رو باز کنم! بازم میگم اگه زیر 81 سال هستی یا اعصاب نداری یا هرچی دیگه نخون دادا بعدا نیای فحش بدی بگی من ایرانیم آرمانم شهادت!! سئوال اینه که آیا با ایرانی ها گشتن خوبه؟ جوابش واسه من اینه که هم آره و هم نه. خوبیش واضحه ، آدم میتونه با کسایی که از نظر فرهنگ و شکل و قیافه و رسم و رسوم مثل خودش هستن رفت و آمد کنه و حالشو ببره. خیلی از ملیت ها مثل هندی و آسیایی و یونانی و ترک اینجا فقط با هم هستن و کسی رو هم داخل خودشون راه نمیدن. حالا چرا بده؟ برای من به دو دلیل: اولا که اگه همش بخوایم با ایرانی ها بچرخیم و همش فارسی حرف بزنیم اینجا همیشه مثل یه توریست هستیم. آدمهایی هستن که بعد از چند سال اینجا هنوز مشکل انگلیسی صحبت کردن دارن. یا هنوز نمیدون چه خبره؟ اگه همش فارسی صحبت کنیم، اخبار ایران رو به جای اخبار اینجا دنبال کنیم، هرچی که برامون نا آشنا و جدید و شاید عجیب بود، مثل رسوم مختلف و ادیان و طرز فکر ها یمختلف و .. رو طرد کنیم، هیچ وقت تو این جامعه پذیرفته نمیشیم. یه ایرانی هایی میبینی که هنوزم طرف تیپ 10 سال پیش که تو شهرستان میزده اینجا میزنه بعد میگه چرا اینها آدمو تحویل نمیگیرن!! اینجا ایرانی خوب زیاده و بودنشون هم نعمته ولی خداییش آدم باید در استفاده از نعمت ها هم زیاده روی نکنه!! من الان به غیر از یکی دو تا خانواده ایرانی (شادی اینها و یکی دیگه) زیاد با ایرانی ها در تماس نیستم اونم به دلایل مختلف که یکیش همونی بود که بالا گفتم. من هیچوقت جمع بندی نمیکنم (به غیر از برای چینی ها!!) ولی خداییش ما ایرانی ها یه دسته اخلاق ها داریم که بین 90% ما مشترکه. بعضی هاش خوبه بعضی هاش بد. اخلاق بد : 1- غرق شدگی زیاد در مذهب و سنت: خیلی از ایرانی ها میان اینجا تا میبینن یه دختری لباسش بازه میگن یارو خرابه! یا از روز اول دنبال بربری و دیزی و ماست خیار میگردن! بابا لامصب اومدی نیمکره جنوبی تو یه کشور متمدن خوب یه کم به دوگوله هات فشار بیار یه کم فکر کن یا یه کم به خودت جرات بده رو عقایدت دوباره فکر کنی. نمیمیری که! اکثر ما ایرانی ها میایم اینجا انتظار داریم کل استرالیا (یا هر کشوری که میریم) به خاطر ما عوض بشه ولی ما حاضر نیستیم عوض بشیم. یادمه اوایل یکی از ایران اومده بود میگفت اینها چرا اینطورین من رفتم تو مغازه میگم یوقورت داری طرف میگه یوقورت چیه چرا اینجا یوقورت نیست!! فکر کن طرف از ایران اومده دنبال یوقورت میگرده اینجا! (حالا بگذریم که با اون تلفظ کتک نخورده خودش خیلیه!) یا مثلا بعضی (99%) ایرانیها میگن طرف رفت سربازی بعدش باید زن بگیره بعد میان اینجا میخوان نصف استرالیا رو به عقد نصف دیگه در بیارن! 2- نسخه پیچی برای دیگران: یکی از چیزهایی که خیلی رو اعصابه نسخه پیچیدن برای بقیه است. مثل همون مورد بالا که گفتم. طرف خودش یه طرز فکری داره که اصلا اینجا مردوده یا مسخره است یا اصلا ممکنه اینجا پذیرفته شده باشه ولی من خوشم نیاد ولی بدون اینکه حتی از من نوعی سئوال کنه که نظرت چیه برای آدم نسخه میپیچن بعدم میگن یالا اجرا کن! 3- فضولی: هر کسی یه حریم خصوصی داره یا لااقل باید داشته باشه (قربونش برم تو ایران این یکی تعریف نشدس) حالا دایره این حریم برای آدمهای مختلف بزرگتر یا کوچیکتره.مثلا تو ایران نمیشه از یه خانم پرسید چند سالته ولی میشه پرسید مجردی یا نه اما اینجا میشه سن رو پرسید ولی نمیشه مجردی رو پرسید. اگه بپرسی ممکنه یه جواب بد بگیری! در هر صورت آدم نباید به خودش اجازه بده بی اجازه وارد حریم خصوصی کسی بشه یا در موردش فضولی کنه. اما ملت شهید پرور ایران گاهی خیلی راحت به خودشون اجازه میدن از چیزهایی که نباید بپرسن یا زوری بخوان سر در بیارن. مثلا خیلی راحت میگن چقدر حقوق میگیری یا چقدر پول آوردی استرالیا! آدم جواب هم نده به تریج قباشون بر میخوره! 4- منطق در حد نخود: خدایی منطق ما ایرانی ها در حد بچه 12 ساله است فرقی هم نمیکنه چقدر سنمون بالا رفته باشه! یادمه یه بار یه ایرانی تنها و پیاده وایساده بود تو یه جای پارک. یکی اومد پارک کنه ایرانیه گفت من واسه دوستم جا گرفتم! اون بنده خدا هم گفت بابا من اینجام ماشینم اینجاست اینم که جای پارک ماشینه جا گرفتم یعنی چی؟ حالا خودتون حدس بزنید کی آخر کم آورد!!!! 5- غد بودن و اعتماد به نفس فضایی من خودم تو این یکی استادم ها! به خیلی از ایرانیها میخوای یه کمکی کنی یا یه چیزی بگی به دردش بخوره طرف بهش بر میخوره یا خودش میدونه که اشتباه میکنه ولی عمرا اگه کم بیاره! اصلا قبول اشتباه برای ما ایرانیها یه چیز خفت باری به حساب میاد! میمیریم اگه یه کلمه بگیم ببخشید یا من اشتباه کردم! خیلی هامون خودمون رو مرکز آفرینش میدونیم و هرکی دور ما نچرخید پاچه اش رو میگیریم و انتظار داریم طرف به پامون بیفته تا تحویلش بگیریم! از نظر اعتماد به نفس هم که استادیم مخصوصا خانمهای ایرانی که مظهر بی بدیل اعتماد به نفس هستن! 6- احساس کم بود در مقابل خارجی مردم ایران تقصیر ندارن ها ما اینجوری بار اومدیم که فکر میکنیم ایرانی ها درجه پایین ترین مردم روی زمین هستن ولی هرکی خارجیه، حالا مال هرجایی، بهتره از ماست. واسه همین یه خارجی تو ایران ببینیم میخوایم صبح تا شب سرویس بدیم بهش. اینجا هم خیلی ایرانی ها احساس کم بود دارن در مقابل اوزی و کلا سفید ها. برای همین بعضی ها از اینکه بگن ایرانی هستن خجالت میکشن. 7- حسودی به جای اینکه وقتی میبینیم یکی یه پیشرفتی کرده خوشحال بشیم میخوایم یه کاری کنیم طرف با مغز بیاد زمین! اگه ببینیم یکی یه چیزی داره، مثلا یه ماشین خوشگل، میگیم ای فلان فلان شده حتما با پول دزدی خریده! بر عکس اینجا شما یه ماشینی لباسی هر چیزی خوبی داشته باشی ازت تعریف میکنن و میگن حالشو ببر! بیخود نیست میگن حسود هرگز نیاسود! 8- نگاه انتفاعی به دیگران خیلی از ما ایرانی ها موقعی با دیگران کار داریم که بهشون نیاز داریم وگرنه صد سال یه بار حالشونم نمیپرسیم اما به محض اینکه کارمون گیر باشه یه پسر خاله ای میشیم که بیا و ببین! دیگران به اندازه ای برامون اهمیت دارن که بهشون احتیاج داریم و اگه ببینیم احتیاج نداریم میزاریمشون کنار! 9- سوء استفاده از دیگران پیرو مورد قبلی خیلی از ایرانی ها کلا کاری با کسی ندارن ها ولی چون تو یه موقعیتی هستن که احتیاج به کمک دارن یه رابطه ای بر قرار میکنن و برای اینکه اعتماد طرف مقابل رو هم جمع کنن هر کاری میکنن ولی به محض اینکه خرشون از پل گذشت یه 60 تومنی میدن بهش میگن به سلامت !!! 10- جا نماز آب کشیدن خیلی از ایرانی ها هرکار میخوان میکنن بعد جلوی هم یه جا نماز آب میکشن که بیا و ببین! بازم مخصوصا نوع مونث اش!! از توضیح بیشتر در این زمینه خود داری میکنم!!! 11- قضاوت در مورد دیگران تنها ملتی هستیم که اجازه میدیم از روی ظاهر یا عکس یا نوشته کسی در موردش نظر منفی بدیم. 12- خیانت در مال یا امانت شما به یه ایرانی پول قرض بدی 99 درصد باید مطمئن باشی پولت بر نمیگرده. امانت های دیگه هم همینطوره و معمولا ما ایرانی ها حس نمیکنیم که باید از اموال دیگران محافظت کنیم یا قرض که میگیریم سر وقت برگردونیم. یا اگه کسی کار میکنه برامون باید پولشو کامل و سروقت بدیم و سعی نکینم هرچی دیرتر بدیم و تا میتونیم هم سر و تهش رو بزنیم. اون دوست اوزی من یه بار گفتم فلان قدر داری بهم قرض بدی. اولش مدل ایرانی گفتم پول بدم هم پول رو از دست دادم هم دوستمو!! بعد گفتم بزار قرض بدم ببینم چی میشه فوقش میشه یه تجربه جدید! پول رو دادم و طرف روزی که قول داده بود همشو بر گردوند و کلی هم تشکر کرد. بازم هفته پیش گفت قرض بده بازم سر وقت پس داد. یادمه برای یکی یه کاری کردم بعد از 6 ماه التماس راضی شدم نصفشو بده تازه بازم که اومدم اینجا آقا سفارش میفرسته که این کارم بکن بهت پول دادم!!!!! 13- عدم صراحت ما عادت داریم وقتی یه چیزی میخوایم بگیم 100 دور حرف رو بچرخونیم و آخرشم منظورمون رو تو لفافه بگیم و اگه کسی هم یه چیزی بهمون بگه ناراحت میشم. اکثرا جرات نه گفتن نداریم، یه آره میگیم بعد هزار جور طرفند میبندیم که طرف رو بپیچونیم! اینجا مردم راحت میگن نه، بهشون هم بگی نه میگن نو پرابلم. اونم با لبخند. 14- عدم تعادل روحی! خیلی ایرانی ها بالانس روحی ندارن. یه روز شنگولن یه روز افسرده. یه روز باهات خوبن یه روز باهات چپ می افتن.آخرش نمیفهمی طرف باهات دوسته با دشمن! 15- پسر خالگی مزمن ما ایرانی ها اولش که تازه با هم آشنا شدیم خوبیم بعد 2 روز که بگذره تنبون هم رو میکشیم سر هم!! 16- توقعات بی جا یه چیزی که تو فرهنگ ایران هست و اینجا نیست و خیلی این مسئله ممکنه درد سر ساز بشه اینه که ما ایرانیها توقع داریم هرچی که میخوایم دیگران برامون انجام بدن اونم مفت و مجانی و کسی هم حق نداره بگه ببخشید نمیتونم! میری تو اتوبوس میبینی طرف زورش میاد 100 تومن بده یه روزنامه همشهری بخره بعد تا کمر دولا میشه که روزنامه یه نفر دیگه رو بخونه انتظارم داره تا خودش اون صفحه رو نخونده طرف مقابل نره صفحه بعدی!! یا مثل همین جریان رزومه که هرکی از راه میرسه میگه رزومه خودتو بده یا بیا برام رزومه بنویس دندت هم نرم!!! چند وقت پیش ها با دو تا خانواده ایرانی رفتیم رستوران ایرانی. هر دو تا خانواده های خیلی خوبی هستن ولی بازم میگم ممکنه ما خیلی خوب باشیم ولی بدون اینکه متوجه باشیم روی اعصاب هم اسکی میکنیم! مثلا یه قسمت از دیالوگ من با یکی از اونها: اولی: چرا من تورو تو دانشگاه یادم نمیاد؟ من: نمیدونم ! دومی: جدا چرا یادم نماید؟ من: نمیدونم (تو دلم: حالا چیکار کنم یادت نمیاد؟) اولی: کارت خوبه؟ من: بله مرسی کارم خوبه شما از کارت راضی هستی؟ دومی: نه میخوام کارمو عوض کنم. چقدر میگیری؟؟ من: بله؟ (تو دلم: به تو چه ، ای بابا!) .... سومی: شما اگه این کار جدید رو بگیری فکر کنم حقوقت میره بالای 120 تا ها (نگاه حسادت آمیز به هم!!) من: جالبه من تا کار پیدا کردم بانک بهم فلان قدر دلار کردیت لاین دارد. سومی: حتما خلی با خودت پول آوردی که اینقدر بهت اعتبار دادن (نگاه حسادت آمیز به هم) هممممم!!! دومی: آره باید اینطور باشه چقدر آوردی!!! من: جان؟؟؟؟ سومی: راستی چرا زن نمیگیری؟ من: خدایا توبه!! 17- پرخاشگری این یکی دیگه گفتن نداره. همه میدونن که ملت شهید پرور ایران اعصاب معصاب نداره و کافیه شما به یکی تنه بزنی یا تصادف کنی یا یه کاری کنی که خوشش نیاد! همه اینها رو ترکیب کنید با غد بودن و اینکه بعضی ها خودشون رو مرکز آفرینش میدونن و بی منطقی و لج بازی بعد ببینین وقتی یکی تو ایران قاطی میکنه چی میشه! یه بار زمستون رفته بودم یه محله ای توی تهران یکی رو پیدا کنم بیاد اون دایره زنگی رو تنظیم کنه یهو دیدم صدای داد و بیداد میاد یکی داد میزنه برو عقب! فکر کردم شاید من ماشینو بد جا گذاشتم. رفتم دیدم 2 تا ماشین از روبروی هم اومدن و با اینکه جا هم بود که به هم راه بدن صاف و ایسادن جلوی هم. یکیشون هم یه قمه نیم متری در آورده میگه یا برو عقب یا میزنم نصفت میکنم!!!! 18- عدم صداقت اگه یه آدم تو ایران پیدا کردین که دروغ گفتن براش راحت نباشه به من معرفی کنین من خودم نوکرشم!! هممون میگیم ما دروع نمیگیم و از دروغ بدمون میاد (این یکی رو دخترا خوب میان!!) بعد خودمون همچین دروغ میگیم که خودمون هم متوجه نمیشیم دروغ گفتیم! جدا برای خیلی هامون دروغ گفتن چنان عادی شده که اصلا متوجه دروغ گفتنمون نمیشیم. بعد هم انتظار صداقت از طرف دیگران داریم. از 6 ماهگی دروغ گفتن رو به بچه هامون یاد میدیم بعد طرف دروغ میگه میزنیم توی سرش. همه رابطه ها با دروغ شروع میشه بعد با دروغ ادامه پیدا میکنه. خیلی وقت ها هم میدونیم طرف دروغ میگه ولی بازم ادامه میدیم. 19- منفی نگری و ساطع نمودن انرژی منفی! اینو یادم رفته بود ولی مهدیه یادم انداخت! به جان خودم من یادم نمیاد قبل از اومدنم به یه ایرانی گفته باشم میخوام برم استرالیا یه حرف منفی نزده باشه. یکی گفت میری مشکلاتت 100 برابر میشه، یکی گفت میری بدبخت میشی، یکی گفت میری مجبور میشی توالت پاک کنی، یکی گفت ای خائن به وطن! محض رضای خدا برای دلخوشی یه آدمی که تصمیمش رو گرفته و داره میره نشد یه نفر بگه اوکی حالا که داری میری موفق باشی! یکی از یکی گوچا تر! یه چیزهایی رو ما بهش میگیم ادب در حالیکه اصلا مهم نیست. مثلا یکی جلوتر از شما در رد بشه میگیم بی ادبه! یه چیزهایی خیلی مهمه ولی ما اصلا هیچ چیزی ازش تو وجودمون نداریم، من به اونها میگم ادب چون فقط موقعی اونها رو یاد میگیریم که درست تربیت و ادب شده باشیم. باور کنین ما هیچکدوم درست تربیت نشدیم به خاطر همینه این همه مشکل رفتاری داریم! 20- ندیدن عیب خود اینم سعیده یادم انداخت! به قول سعیده ما بیشتر عیب های دیگران رو میبینیم تا عیب های خودمون رو. یه شعری بود میگفت خود بشکن آینه شکستن خطاست. یه چیزی تو همین مایه ها! 21- دو رویی این یکی رو خداییش نمیتونم بگم اکثرا داریم ولی خیلی ها دارن. منظورم هم اینه که یه عده ای تو یه شرایط یه شخصیتی از خودشون نشون میدن تو یه شرایطی بنابر مقتضیات یه شخصیت 100% متفاوت! یادمه تو همکاران سیستم که بودم یه پدرسوخته ای بود مثلا میگفت فلان مدیر چوپونم نیست ها اومده مدیر شده. بعد جلوی طرف میگفت آقای فلانی شما خودت میتونی من چه علاقه و احترامی نسبت به شما قائلم لطفا بزار کف کفشتو ماچ کنم!! خداییش من اینو میدیدم هاج و واج میموندم که چطوری یه کسی میتونه اینقدر پدرسوخته باشه!! حالا نکات خوب: هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید، شما یه چند تا بگین!! من هنوزم نمیگم باید دور ایرانی ها رو خط کشید یا از ایرانی بودنم خجالت نمیکشم ولی دیگه مطمئنم که ارتباطم رو با ایرانی ها کمتر کردم و پشت دستم رو با نقره داغ و طلای مذاب سوزوندم که دیگه به کسی کمک نکنم. پ.ن: ظاهرا سایتی که قالب وبلاگ رو ازش گرفتم مسدود شده. اگه شکل و قیافه وبلاگ به هم خورده به چند روز صبر کنین اگه مشکل حل نشد قالب رو عوض میکنم. بازم سبز باشید |
|