Hiker of Australia |
|
|
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ توسط
|
سلام علیکوم همیشه آدم وقتی یه کاری میکنه بهتره تو مراحل مختلف نگاه کنه ببینه چی بود چی شد و الان کجای کاره. مثلا شرکتهای به درد بخور همیشه تو دوره های سه ماهه یا شش ماهه و البته سالیانه عملکرد قسمتهای مختلف و کل شرکت رو بررسی میکنن و بعد برای ادامه از نتایجش استفاده میکنن. تو ایران کم شرکتهایی این کار رو جدی انجام میدن ولی اینجا نه تنها شرکتها، بلکه خیلی از آدمها هم هراز چندگاهی یه Review میکنن ببینن کجای کارن. یه چیز جالبی که تو غربی جماعت هست اینه که همیشه سعی میکنن از اشتباهات یا شکست هاشون درس بگیرن. مثلا ما تو Channel Ten هر روز صبح جلسه روزانه داشتیم که ببینیم کجای کاریم. هروقت گندی میزدیم یا یه کاری خراب از کار دی میومد مدیر پروژه ، بر خلاف ایران که دنبال یه نفر میگردن کاسه کوزه ها رو سرش خراب کنن، بدون اینکه کسی رو متهم کنه میگفت خوب ما این نکته ها رو از این اشتباه یاد میگیریم و باید از این به بعد رعایت کنیم. اینه که منم چند وقت پیش که شش ماه گردم بود دوست داشتم این کار رو بکنم و اینجا هم بنویسم ولی وقت نشد. من وقتی نگاه میکنم به الان و مقایسه میکنم با 6 ماه قبل، میبینم تو این موارد فرق کردم: 1- هیچوقت فکرشم نمیکردم جرات اینو داشته باشم که سر پیری دار و ندارم رو ول کنم پاشم بیام این سر دنیا از اول شروع کنم. هر وقت یه مشکلی هست به خودم میگم اگه تونستم بیام این سر دنیا و گلیمم رو از آب بکشم بیرون پس هر کار دیگه هم از دستم بر میاد. 2- مهاجرت باعث میشه آدم دست و پا در بیاره! قبل از اینکه بیای اینجا ، مخصوصا اگه خونه پدر مادر باشی، خیلی چیزها همینجوری ردیفه . اینجا که میایی باید همه کارها رو خودت بکنی اونهم از راهش و با رقابت با دیگران. مثلا من اومدم اینجا نیمرو هم بلد نبودم درست کنم ولی حالا بیا و ببین! 3- یادگرفتن مهارت های اساسی زندگی. همونجور که قبلا گفتم تو ایران ما خیلی درست تربیت نمیشیم. مثلا یاد میگیری که پاتو جلوی بزرگتر دراز نکنی ولی هیچوقت یاد نمیگیری که چطوری کار گروهی کنی یا یاد نمیگیری چطوری از بادی لنگوئیجت استفاده کنی. هیچوقت کسی بهت یاد نمیده با جنس مخالف چطوری برخورد کنی یا حتی کسی بلد نیست که کجا رسمی باشه کجا نباشه. جاییکه رسمیه چطوری باشه جایی که رسمی نیست چطوری باشه. اینجا هروقت بری پارک و ببینی یه نفر با لباس رسمی اومده پارک 100 درصد بدون طرف ایرانیه!! اگه بخواین تو جامعه اوزستان با آدم حسابی هاش (در پیت هاش نه) زندگی کنی باید خیلی از این مهارت ها رو یاد بگیری. باید همیشه لبخند بزنی. باید بلد باشی کی بگی نه، کی بگی شاید، کی بگی آره. 4- کار کردن مثل آدم. تو ایران خیلی ها رو میبینی که رو حساب سفارش بابا جون رفتن یه جا یه کار گیر آوردن با حقوق بالا. یا حتما خیلی ها رو میشناسین که با پاچه خواری و بله قربان چشم قربان رفتن اون بالا بالا ها ولی شما بعد عمری جون کردن همون آقا که بودین هستین. اینجا هم تا یه درصدی (مثلا 10 درصد) این چیزها هست ولی در مجموع هرچقدر عرضه داشته باشی پیشرفت میکنی و به اصطلاح معلوم میشه چند مرد حلاجی. واسه همه آدم کم کم به خودش اعتماد پیدا میکنه و اگر هم به چیزی نرسید میدونه که اشکال از خودش بوده. 5- مثبت اندیشی. خیلی باحالن این آنگولایی ساکسون ها. اصلا دلشون نمیخواد یه کلمه منفی بشنون. همونطور که بالا تر گفتم تو Channel Ten جلسه روزانه داشتیم. هروقت یه جای کار گیر داشت من میگفتم اگه این چیزها رو به من نرسونید من نمیتونم فلان کار رو تموم کنم. فوری مدیر پروژه میگفت Oh Sounds Good To Me ! بعد میرفت سراغ نفر بعدی! من هم کف میکردم که چیه این که من گفتم خوب بود؟؟ بعد ها گوشی دستم اومد که اینجا فقط باید حرف خوب و مثبت بزنی. حرف منفی خریدار نداره. 6- یکی از چیزهایی که اینجا یاد گرفتم این بوده که تو ایران ذهنیت ما نسبت به بقیه آدمهای دنیا خیلی اشتباهه. خیلی ها تو ایران بدون اینکه حتی تو عمرشون یه هندی دیده باشن از هندی ها بدشون میاد! حالا چرا خدا میدونه. یا فکر میکنن اروپایی ها، آمریکایی ها و کلا نژاد سفید برترین آدمها هستن و ایرانی ها کف موجودات. اینجا یاد میگیری که خوب و بد همه جا هست و به نژاد و رنگ نیست (به غیر از چینی ها البته :))) ) و اینکه ایرانی ها با هزار و یک مشکلی که دارن بازم یه تمدن چند هزار ساله ای پشت سرشون هست که همین جماعت سفید پوست حسرتش رو میخورن. 7- بازم اینجا بعد از یه مدت آدم یاد میگیره که درست زندگی کنه. مثلا تو ایران تغذیه مردم خیلی بده و هر سال عده زیادی به خاطر بیماری های قلبی میمیرن! ولی بازم دست از خوردن روزی 2 کیلو برنج و آبگوشت و کله پاچه و شیرینی جات و ... بر نمیدارن. در صورتیکه اون سبزیجات و میوه هایی که ایران هست (از نظر تنوع) صد سال سیاه اینجا نیست. یا مثلا همیشه مردم مشکلات رو به حکومت ربط میدن در صورتیکه دیگه حکومت نمیاد به شما بگه چطوری صف وایستی. چطوری از خیابون رد بشی. چطوری رانندگی کنی. اینجا تنه ات بخوره به کسی فوری میگه oh sorry تو ایران یه پکیج آماده فحش خواهر و مادر به صورت مجانی میدن بهت. پس خیلی از مسائل از خودمونه و به قول گفتنی از ماست که بر ماست. 8- یه چیزهایی رو هم آدم از روی اجبار یاد میگیره. مثلا من اصلا از شنا خوشم نمیاد ولی اینجا خیلی خجالت داره کسی شنا بلد نباشه اینه که برنامه بعدی شنا یاد گرفتنه! :) 9- لذت بردن از زندگی. یه چیزی که اگه بیاین اینجا و با اوزی ها رفت و آمد کنین یاد میگیرین اینه که این آنلگوساکسیون ها خیلی خوب بلدن از زندگی لذت ببرن. خیلی از ملیت های دیگه اینجا هستن ها ولی فقط این آنلگوساکسیون ها و بعضی از آمریکای جنوبی ها بلدن چطوری حالشو ببرن! خیلی کم آدم میبینی که مثلا روز تعطیل صبجونه رو توی خونه بخوره. حتی آدمهای تنها هم صبح میرن توی کافه و صبحونه میخورن. یا مثلا من ظهر گرسنم بود رفتم یه کافه ای دیدم از دختر جوون بگیر یا پیر مرد توی کافه دارن کتاب میخونن و قهوه میخورن یا با هم حرف میزنن. اینها از هر چیز کوچیکی لذت میبرن. من خیلی وقتها تعجب میگم که چطور با یه چیز ساده حال مینن. چطور به یه حرف ساده خیلی راحت و بلند بلند میخندن. یا چطور با یه هدیه معمولی خوشحال میشن. وقتی میخوان با کسی دوست بشن اصلا اهمیت نمیدن لباسهات گرونه یا معمولی. ماشین داری یا نه. خونت کجاست و ... زندگی رو خیلی ساده میگیرن و لذتش رو میبرن. بر عکس هرچی Middle East ای مثل ایرانی و لبنانی و ترک و .. باشه همون ذهنیت درگیر خودشون رو میارن اینجا و همونی هستن که بودن. واسه همین بدونین و آگاه باشین ای اهالی باشتین که جا عوض کردن زیاد زندگی آدمها رو تغییر نمیده. خلاصه که اینجوریاست. اگه چیز جدیدی به ذهنم برسه میگم. الان در حال اینم که روز بزنم گواهینامه بگیرم. برای اینکه گواهینامه Full بگیریم اگه توی ایران گواهینامه داشته باشیم (با بیش از 3 سال سابقه) لازمه اول یه امتحان آیین نامه بدیم و بعد امتحان شهری. امتحان آیین نامه خیلی آسونه و کافیه برید توی سایتش 5 یا 6 تا تست آزمایشی بدین. ولی شهری رو برای کسی که میخواد Full بگیره خیلی سخت میگیرن. اگر هم توی ایران رانندکی گرده باشین که طول میکشه تا عادتهای ایران رو ترک کنین. حالا بعدا که گواهینامه گرفتم میام مینویسم چی بود چی شد. برنامه بعدی یاد گرفتن شنا به صورت درست حسابیه و بعدش کارهای فرهنگی دیگه. فعلا خبر جدیدی نیست سبز باشد :) |
|